محمد تقي جعفري

11

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

و حياتى و استعدادها و ويژگيها و قوانين حقوقى و مذهبى و سياسى و اخلاقى و مختصات هنرى او . خصوصيتى كه در تعليم و آموزش و تفكر مسائل انسانى وجود دارد ، اينست كه در اين مسائل به اضافهء دو آگاهى كه در اول مبحث براى پذيرنده بيان نموديم ( 1 ) يك پذيرش تطبيقى بسيار حساس نيز وجود دارد و آن اينست كه اين حقايق مربوط به من است ، چون مربوط بهم نوع من است . وقتى كه در بارهء جنگ و پيكار و كشتار تاريخى يك جامعه مسائلى مطرح مىشود ، اين شنونده كه مىخواهد در بارهء انسان شناختى را به دست بياورد ، بر روى خويشتن خم شده امكان تحرك براى جنگ و كشتار را در خود مشاهده مىنمايد . در آن هنگام كه سخن از امكان خصومت يك قوم يا يك قدرتمند با حق و حقيقت بميان مىآيد ، فورا با رجوع به هويت خود مىبيند كه آن امكان در هويت او نيز وجود دارد و بالعكس هنگامى كه فداكارىها و گذشت از لذايذ و امتيازات شخص يا قومى براى تحصيل آزادى و عدالت و تكامل بميان مىآيد ، به درون خويش نگريسته و چنين استعدادهاى سازنده را در خود مىيابد . به همين جهت است كه مىگوئيم : آموزندگان علوم انسانى چه بدانند و چه ندانند ، واقعياتى را به درون پذيرندگان سرازير ميكنند كه مىتوانند سرنوشت حيات پذيرندگان را تعيين نمايند . به اضافهء اين خصوصيت در علوم انسانى ، همان دو عنصر اساسى آب رودخانه‌هاى معلمان و آموزندگان كه بر درون پذيرندگان سرازير مىگردد ، در همين علوم انسانى نيز وجود دارد . عنصر يكم - حقايق علمى محض ، مانند مسائل مربوط به هويت طبيعى و روانى انسان و مختصات واقعى آن دو بعد هويت . چنان كه در نوع اول گفتيم . اين حقايق محض مانند خود آب رودخانه است كه ماده ايست مايع و

--> ( 1 ) آگاهى به اين كه كسى كه متصدى آموزش است ، آنچه را كه تعليم مىدهد ، ميداند ، پس من پذيرنده بايد تسليم محض اين آموزنده باشم . 2 - آگاهى ظريف به اين كه واقعيت در اين موضوع كه من اكنون آن را مىآموزم همين است كه متصدى آموزش براى من مطرح نموده است .