محمد تقي جعفري

95

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

فلسفهء قدرتمندان در موقع لغزش در سراشيبى سقوط در آن هنگام كه قدرتمند در ميدان نبرد در سراشيبى سقوط قرار مىگيرد ، فلسفهء او به چه صورت در مىآيد معلوم است كه فلسفهء او از زيربناى « قدرت واجب الاحترام است » تغيير يافته ، بر مبناى « حيات و جان آدمى واجب الاحترام است استوار مىگردد و هرگز پيش از تمام شدن قدرتش با اين فلسفه كه » قدرت واجب الاحترام است « تسليم قدرتمندى كه او را از پاى در مىآورد ، نمىگردد . اگر خودكشى امثال هيتلر كه شكستخوردگان فلسفهء ابتكارى خود مىباشند ، واقعيت داشته باشد ، براى احترام به فلسفهء نابودكننده خويش نبود ، بلكه براى گريز از اجراى قدرت خصم در بارهء او بوده است كه حيات و جان او دستور داده است . و يا به جهت وحشت از داغ ننگ اسارت بر پيشانيش بوده است كه شخصيت او دستور به اجتناب از آن داده بوده است . و اين خودكشى و گريز و تسليم نشدن بر قدرتمندتر از خود ، مطابق فلسفه اى كه خود ساخته‌اند ، توهين به قانون طبيعت است اگر دو قدرتمند در برابر يكديگر به آزمايش قدرت خود ، بپردازند و يكى از آن دو احساس كند كه در برابر حريف ناتوان است و حتى اميد آن را هم نداشته باشد كه در آينده قدرتى بدست خواهد آورد ، باز اقدام به روياروئى با حريف قدرتمندتر نخواهد نمود و هرگز گوش به فلسفهء بيماران قدرت نخواهد داد كه مىگويد : « قانون طبيعت واجب الاحترام است » . قدرتمندى كه با احساس بروز ضعف در ميدان كارزار ، پا به فرار مىگذارد ، براى ابقاى حيات خود مىگريزد ، نه براى احترام به قانون طبيعت كه مىگويد : زندگى از آن قدرتمندان است . لذا بعيد به نظر مىرسد كه بطلان اين فلسفه بافى بر خود قدرتمندان مخصوصاً كسانى از آنان كه از حد اقل هشيارى برخوردارند ، پوشيده بماند . به همين جهت است كه بايد گفت : اين فشار بسيار شديد بيمارى خودخواهى