محمد تقي جعفري
85
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
مىنمود كه آيا اين نسل از قرن هيجدهم به اين طرف به جهت اشغال ميدان تنازع در بقاء ، بوجود آمده است ، يا از آغاز تاريخ انشعاب نژادها ( 1 ) آيا جنگ جهانى اول و دوم را كه دهها ميليون انسان را به خاك و خون كشيد ، اين نجيبزادگان برپا كردند . يا نژادهاى عقب افتاده آيا نژادهاى عقب افتاده با دست اين نجيبزادگان احياء و اصلاح گشتند يا در زير سلطهء استعمار و استثمار همهء موجوديت خود را از دست دادند 2 - رنان احياى نژادهاى پست و فاسد و عقب افتاده را بوسيلهء نژادهاى عالى ، جزئى از نظم مقدرات بشرى توصيف مىنمايد . آيا دستورى را كه با اين جمله « اين فعاليت بسيار حاد را به سرزمينهائى چون چين كه تسلط خارجى را مىطلبند منتقل كنيد » صادر مىكند و چنين مىگويد كه : « حادثه جويانى را كه نظم جامعهء اروپائى را به هم مىزنند مثل فرانكها ، لمباردها ، نرمانها بگذاريد به مستعمرات بروند . هركس نقش خود را بازخواهد يافت » دستور بر احياى عقبافتادگان است آيا اينست نظم مقدرات بشرى كه بجاى آنكه اخلالگران جامعه را اصلاح كنند ، آنانرا بفرستند به جوامع عقبافتاده كه به كلى آنانرا نابود بسازند و از بين ببرند آيا رنان كه در جملهء دوم دستور حكومت عادلانه را بر جوامع عقبافتاده صادر كرده و مىگويد : « بر او دادگرانه حكومت كنيد » اين حكومت عادلانه را آن اخلالگران بوجود خواهند آورد كه اروپا را برهم مىزدند 3 - رنان بار ديگر خبط و خطاى رهبران فكرى يونان باستان را مرتكب مىشود و مىگويد : « طبيعت يك نژاد كارگر آفريده است ، اين نژاد نژاد چينى است » رنان براى اين كه نقصى در فلسفهء قدرتپرستى كه به راه انداخته است ،
--> ( 1 ) فراموش نشود كه ما هرگز بيك نژاد و جامعه و قوم و ملتى بدگوئى نمىكنيم . اعتراض و انتقاد ما متوجه گردانندگان نژادها و اقوام و ملل و پيشتازان آنها مىباشد . چنان كه در متن اين مبحث خواهيم ديد : انسان انسان است و شرق و غرب و سياه و سفيد ندارد .