محمد تقي جعفري
83
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
مىكوشند كه چنگالهاى عقاب و دندانها و چنگالهاى شير را كنده و بى اثر بسازند و از هيچگونه تلاش و فداكارى در تعديل اين خونخواران دريغ نمىكنند . آنچه كه باعث حيرت و زجر روحى انسانهاى شريف و انسانشناس مىگردد اينست كه ماكياولىها و رنانهايى در جوامع بشر قد علم كنند و اين خونخواريهاى ضد بشرى را با فلسفه بافىها توجيه نمايند . ما در بارهء تفكرات و هذيانهاى ماكياولى مطالبى را مطرح كردهايم و در اين مبحث به چند جمله از رنان مىپردازيم . اين جملات را امه سه زر چنين نقل مىكند : « احياى نژادهاى پست يا فاسد شده ، توسط نژادهاى عالى در نظم مقدرات بشرى است . آدم عادى در سرزمين ما تقريبا هميشه نجيبزاده اى است كه از محيط خود بيرون آمده است . دست سنگينش ، به مراتب بيشتر به درد شمشير زدن مىخورد تا كار با افراد نوكر باب . او به جاى كار كردن ، جنگيدن را بر مىگزيند . يعنى به حالت اوليهء خود برميگردد . چنين است استعداد فطرى ما . اين فعاليت بسيار حاد را به سرزمينهائى چون چين كه تسلط خارجى را مىطلبند ، منتقل كنيد . حادثه - جويانى را كه نظم جامعهء اروپائى را به هم مىزنند مثل فرانكها ، لمبارها ، نرمانها بگذاريد به مستعمرات بروند . هر كس نقش خود را باز خواهد يافت . طبيعت يك نژاد كارگر آفريده است . اين نژاد نژاد چينى است ، با مهارت بسيار در كار دست و تقريبا بىهيچ احساس بزرگى . بر او دادگرانه حكومت كنيد و براى خدمت به چنين حكومتى اموالى بسيار از او براى نژاد فاتح بگيريد . او راضى خواهد بود . نژاد كارگر زمين سياه پوست است . با او خوب و انسانى رفتار كنيد ، همه چيز منظم خواهد بود . نژاد آقا و سرباز نژاد اروپائى است . چنين نژاد شريفى را مثل سياهان و چينىها وادار به كار در دخمهها كنيد ، فوراً قيام خواهد كرد . هر ناراضى در سرزمين ما سربازيست كه كم و بيش استعداد فطريش به ثمر نرسيده است . موجوديست كه براى زندگى قهرمانى آفريده شده است و شما او را به خرحمالىهايى كه با نژادش ناسازگار است