محمد تقي جعفري
72
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
آن سرزمين كه موسولينى بامتلاشى كردن مغزها و دلهاى آدميان به مقام قهرمان قهرمانان رسيده بود ، آن درختان را با قوانين حياتبخش خود از روى آگاهى و عمد بلند و برومند ساخته و كلبههاى آدميان را مخفى نموده بود ، قطعاً پس از فراغت از ريختن آخرين قطرات خون آن مردم ، لولههاى اسلحه اش را به طرف خود طبيعت برميگردانيد و حساب آن را هم به دستش مىداد . 5 - « پنج هزار نفر حبشى در حالى كه بوسيله دايره اى از آتش محاصره شده بودند اجباراً به انتهاى خط آتش رانده شدند ، آن جائى كه جهنم سوزانى برپا شده بود . » در اينجا ديدگاه موسولينى پس زيباتر از مناظر قبلى شده است زيرا مىديده است كه جانهائى كه ديروز در قلمرو حيات آزادانه حركت مىكردند ، امروز در اين ديدگاه آن پنج هزار جان براى پيدا كردن پناهگاهى از آتش جسمانى ، به ميان شعلههاى جهنمى مىگريزند . خداوندا ، اگر آن پنج هزار نفر شعلههاى تباه كننده روح را در درون موسولينى مىديدند بكجا فرار مىكردند توضيحى در بارهء بيمارى احساس قدرت مستقل و مطلق تصور اين كه يك فرد يا گروهى از انسانها مىتوانند داراى قدرت مستقل و مطلق بوده باشند ، تصور عاميانه ايست كه به هيچ منطق صحيحى مستند نمىباشد ، بلى ، اين احساس كه قدرت من يا قدرت جامعهء ما مطلق و مستقل است ، در اغلب قدرتمندان بوجود مىآيد . حتى مىتوان گفت : اين يك احساس محض هم نيست ، بلكه مخلوطى از احساس و تجسم روانى مىباشد ، كه يكى از آثارش تلقين مطلق بودن به خويش است . ولى با اين كه چنين احساس و تجسيمى كاملا بىاساس است ، سرتاسر تاريخ شواهد فراوانى نشان مىدهد كه اين احساس و تجسيم و تلقين خود يكى از اساسىترين عوامل زوال قدرتها بوده است ، زيرا تكيه به احساس مزبور قدرت محاسبهء دقيق و