محمد تقي جعفري

55

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

كلى اگر ناتوانى ذهن در عمل 2 2 بجاى نتيجهء 4 اين عدد را 011 . 712 را بدست بياورد موجب شكست اصل 4 2 2 بوده باشد ، از دست دادن مقاومت جسمانى طرفدار حق در برابر قدرت نيز موجب شكست حق مىباشد . و اگر توانائى يك ذهن در عمل رياضى و بدست آوردن نتيجه 4 باعث افزايش حيثيت و قدرت 4 2 2 بوده باشد ، راستگوئى يك انسان هم باعث افزايش حيثيت و قدرت اصل راست گويى [ كه حق است ] مىباشد . بار ديگر ابيات مولانا را كه كاملا قابل تطبيق بر مسئلهء ما است ، يادآور مىشويم : قرنها بگذشت اين قرن نويست ماه آن ماه است و آب آن آب نيست عدل آن عدلست و فضل آن فضل هم ليك مستبدل شد اين قرن و امم قرنها بر قرنها رفت اى همام وين معانى برقرار و بر دوام شد مبدل آب اين جو چند بار عكس ماه و عكس اختر برقرار پس بنايش نيست بر آب روان بلكه بر اقطار اوج آسمان البته تمثيل مولانا براى ثابت به ماه ، از نظر تفاهم است ، زيرا تغييرات حاكم در جرم ماه نيز باعث تغييرات در عكس آن مىباشد ، با يك عبارت كلىتر مىتوان گفت : « آنچه كه شكست نمىخورد ، يا امكان شكست در آن وجود ندارد پيروز هم نمىگردد » چنان كه نمىتوان گفت : ديوار جاهل است ، زيرا ديوار استعداد علم ندارد . با اين حال پيروزى و غلبه با معناى ديگرى كه مىتوان مطرح كرد قابل اسناد به حق است ، اين معنى عبارتست از ناتوانى عرض - اندام تاخت و تازهاى قدرت و باطل در برابر واقعيت و حق مىباشد . برفرض بسيار بعيد اگر همهء مردم روى كرهء زمين تحت تأثير عواملى بگويند : « هيچ درمانى براى دردهاى بشرى و هيچ عاملى براى به وجود آوردن » حيات معقول « جز ظلم برهمهء انسانها وجود ندارد » و براى پياده كردن اين گفتار اقدام نيز بنمايند نمىتوانند در برابر قانون پايدار عدالت ، مقاومت نموده واقعا دردى از دردهاى