محمد تقي جعفري

51

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

هدفهائى كه آدميان با احساس آزادى رو به آنها مىروند ، هزاران بار هم دگرگون شوند ، باز آنان مىخواهند راه‌ها و هدفهاى جديد را با آزادى انتخاب نمايند . اينست معناى جمله اى كه مىگوئيم : حق در ما فوق پيروزى و شكست است اگر نوع بشر را در بيابانهاى بىسروته رها كنند ، و هر گونه وسيلهء پيشرفت مادى و معنوى او را از دستش بگيرند و او را در ابتدائىترين صحنه‌هاى حيات رها كنند ، مادامى كه شستشوئى در مغزش صورت نگرفته باشد ، باز جوشش عامل گسترش استعدادها و پيشرفت او در تماس با طبيعت و همنوعان خود ، در درونش خاموش نخواهد گشت . اين حق است و هيچ گونه دگرگونى در شئون حيات و تماس او با طبيعت ، موجب زوال اين حق نخواهد بود . براى توضيح بيشتر در بارهء اين مسئلهء با اهميت ، مطالبى را مشروحا مطرح مىكنيم : آيا حق پيروز است يا قدرت پاسخ به اين سؤال به آن آسانى نيست كه بعضى از متفكران گمان مىبرند و فورا با پيوستن بيكى از دو گروه زير خيال خود را راحت ميكنند . معمولا متفكران در پاسخ به اين سؤال به دو گروه تقسيم مىگردند : گروه يكم : مىگويند : حق هميشه پيروز است و فعاليتها و تاخت و تازهاى قدرت ، تنها نمايش پيروزى دارد ، ولى نمىتواند حق و حقيقت را تباه ساخته و از بين ببرد . گروه دوم - به پيروزى قدرت معتقد بوده مىگويند : حق يك آرمان ذهنى است كه در برابر قدرت عينى نمىتواند مقاومت نمايد . شاهد پيروزى قدرت وقايع و رويدادهاى جريان معمولى تاريخ است . و اگر حق بخواهد پيروز شود ، حتما بايد از قدرت استمداد نمايد . گروه يكم را ارباب اديان و اخلاقيون و حكماء و فلاسفه و دانشمندانى