محمد تقي جعفري

34

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

پاسخ بدهد كه زندگى از آن خودم بوده است ، و من در ادامه آن راه ذلت را انتخاب كرده بودم اهميت زندگى با عزت و شرافت و استقلال در درجه ايست كه آيات قرآنى براى بدست آوردن و حفظ آن جهاد و كشتار را توصيه مىنمايد ، بلكه دستور صادر مىكند كه به جهاد بپردازيد و تن به ذلت ندهيد : * ( أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَإِنَّ الله عَلى نَصْرِهِمْ لَقَدِيرٌ . الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيارِهِمْ بِغَيْرِ حَقٍّ . . . ) * ( 1 ) ( اجازه داده شده يا اعلان شده است براى كسانى كه ستمديده‌اند ، نبرد كنند و قطعاً خداوند بر پيروز ساختن آنان توانا است . اين ستمديدگان كسانى هستند كه بناحق از وطنهاى خود آواره گشته‌اند ) . نتيجهء دوم - دچار شدن به بلاها و مصيبتها - اعراض از تلاش و تكاپو براى حيات ، چنان كه گفتيم : زندگى را از استناد به انسان زنده سلب مىكند ، در اين صورت زندگى مانند چراغ فتيله اى مىشود كه آدمى در دست خود گرفته است و روشنائى آن را درك مىكند ، ولى كسى كه نفت در نفتدان آن چراغ مىريزد ، او نيست بلكه كسى ديگر است كه مىتواند براى اشباع تمايلات و خواسته‌هاى خود ، كميت و كيفيت آن نفت را تغيير بدهد . از طرف ديگر آن چراغ فتيله اى همواره در مجراى بادهاى طوفانى طبيعت و درندگان انسان - نماها در معرض خاموشى قرار گرفته است . نگهدارى اين چراغ با فرض وابسته بودن نفتش به خواست ديگران و احتياج ادامهء روشنائيش به عدم وزش بادهاى طوفانى عوامل طبيعت و تمايلات ديگران ، بلاها و مصائب و ناگواريهائى است كه بىامان در هر لحظه اى سراغ چنين زندگى را خواهد گرفت .

--> ( 1 ) الحج آيهء 39 و 40 .