محمد تقي جعفري
308
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
و رشد يافته در بررسى و قضاوت خود ، كار صحيحى انجام داده است ، يا بخطا رفته است اين بررسى كننده و داور چيست ما حتى مىتوانيم اين عمل بسيار دقيق و ظريف بررسى و داورى را تا بىنهايت ادامه بدهيم ، يعنى بار ديگر مىتوانيم عامل بررسى و داورى دوم را كه كار بررسى و داورى نخستين را انجام داده بود ، مورد بررسى و داورى قرار بدهيم . . . اين جريان تا رسيدن بيك عامل نهائى كه عبارتست از « من » ناب و غير مخلوط به ديگر نمودها و فعاليتهاى درونى ادامه پيدا مىكند . گفتيم كه در مرحلهء يكم از علم حضورى ، معلوم ما ذات مبهم است ، يعنى ذاتى است كه در برابر جهان عينى و اجزاى مادى خود برنهاده شده و مورد آگاهى ما قرار مىگيرد . اين ابهام از آنجا ناشى مىشود كه دست برداشتن از نمودها و پديدههاى جهان عينى و قالبگيريهاى رسمى در بارهء آن واقعيات كه در ذهن ما امرى است كاملا طبيعى ، بسيار بسيار دشوار است ، يعنى هر چيزى كه براى ما مطرح مىشود ، با مقياسات كمى و اشكال كيفى و خصوصيات نمودى مطرح مىگردد . در صورتى كه ما با ورود به آستانهء « من » با هيچ يك امور مزبور روبرو نمىگرديم ، با اين كه با كمال روشنى دريافت مىكنيم كه انديشه غير از من است ، لذتى كه مىبريم غير از من است ، تجسيمى كه در بارهء يك واقعيت در درون ما بوجود آمده است ، غير از من است . پس اين من چيست ما در برابر اين سؤال اگر به جستجوى خود ادامه بدهيم و نتوانيم از آن قالب - گيريها كه در ارتباط با جهان عينى وسيلهء فعاليتهاى ذهنى ما است ، دست برداريم ، با يك حقيقت يا مفهومى مبهم مواجه مىشويم و جريان جستجو را خاتمه مىدهيم . و اغلب تلفات ما در بارهء خودشناسى يا منشناسى در همين مرحلهء يكم است ، كه گاهى هم به انكار و نفى « ذات » يا « من » ميانجامد اين انكار و نفى كه موجب يك رضايت خاطر سطحى و زودگذر است ، اشكالات زيادى را بوجود مىآورد كه در صندوق جملاتى از قبيل « آيندهها اين مسائل