محمد تقي جعفري
305
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
10 - علم حصولى انعكاسى كه از واقعيت پس از ارتباط ميان دو قطب ذهنى و عينى ، در ذهن بوجود ميايد ، علم حصولى ناميده مىشود . مانند انعكاس صورت انسانى و ديگر پديدهها و روابط و هر گونه واقعيات در ذهن . و بعبارت كلىتر علم بهر واقعيتى جز ذات خود انسان كه با كلماتى امثال « من » « خود » تعبير مىشود ، علم حصولى ناميده شده است . مباحثى كه معمولا در بارهء شناختهاى علمى مطرح مىگردد ، اين نوع از علم است . 11 - علم حضورى اين نوع از علم كه خود هشيارى ناميده شده است ، عبارتست از علم انسان به ذات خود ، يا علم انسان به « من » ، « خود » . آيا اين علم در ديگر جانداران نيز وجود دارد يا نه مورد ترديد است ، زيرا اين يك پديدهء غير فيزيكى است و قابل مشاهدهء عينى نيست . و ما بدرستى نمىدانيم در درون ديگر جانداران چه مىگذرد و هر چه كه در بارهء مسائل روانى حيوانات مطرح مىكنيم ، يا مستند به خواص و آثار و حركات عينى آنها است و يا محصولى از مقايسهء حيات خود با حيات جانداران مىباشد . براى علم حضورى دو نوع اساسى ذكر شده است : نوع يكم - علم حضورى ذاتى كه عبارتست از علم به ذات يا « من » ، و چنان كه از خود اين اصطلاح برمىآيد ، معلوم ما در اين پديده خود ذات يا من است . نوع دوم - علم حضورى نمود ذاتى ، كه عبارتست از علم به نمودهاى درونى مانند لذايذ و آلام و اراده و تصميم و انديشه و تخيل و تجسيم و تداعى معانى و احساسات هنرى و غير ذلك .