محمد تقي جعفري
292
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
ما گفتگوئى كه در اين مسئله با كانت مىتوانيم داشته باشيم ، اينست كه مقصود شما از علم چيست آيا مقصود شما انعكاس محض صورى از اشياء در ذهن انسانها است ، شما چگونه مىتوانيد چنين پديده را علم بناميد در صورتى كه همهء اجسام شفاف مانند آيينه قدرت انعكاس مزبور را دارند و با اين حال به آن انعكاسات علم نمىگوئيد . و اگر مقصود شما از علم ، آگاهى به واقعيت بعنوان حلقه اى از همهء حلقههاى زنجير عالم هستى است كه فقط با روشنائى روحى خاص قابل مشاهده و معلوم مىگردد ، بدون ترديد چنان كه پايان اين علم خدا است ، آغاز آن نيز از خدا است ، زيرا تا چنان روشنائى در درون آدمى بوجود نيايد ، ذهن آدمى نمىتواند گام به فوق جهان هستى بگذارد و واقعيت منظور را در مجموع هستى دريابد . مراحل سه گانه علم با نظر به شرايط ذهنى 1 - در مراحل اوليهء شناخت قطع و يقينهائى است كه ذهن آدمى را پشت سر هم در بارهء موضوعات و مسائل اشغال مىنمايند . هر رويدادى كه در برابر حواس ناظر نمودار مىگردد ، حقيقتى است مستقل و مجزا از همه چيز ، بطورى كه شناخت آن رويداد در همان موقعيت محدود كه بوجود آمده يا نمودار گشته است ، نه تنها امكانپذير است ، بلكه همان شناخت لازم و كافى است كه رويداد را در آن موقعيت روشن خواهد ساخت . هر موضوعى كه در اين مرحله مطرح مىشود ، با كمال سادگى خود را در اختيار حواس و ذهن مىگذارد و بدون هيچگونه پيچيدگى و وابستگى به علل گذشته و رويدادها و موضوعات همزمان قابل درك و فهم مىباشد همچنين هر موضوع و رويدادى در اين مرحله با همهء چهرهها و ابعاد خود ، در اولين برخورد با حواس و ذهن آدمى خود را نشان مىدهد قانون مربوط به آن موضوع يا رويداد ، در خود آن است ، بطورى كه اگر شناخته شود ، قانونش هم شناخته مىشود مختصات