محمد تقي جعفري

272

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

به كار برده و امروزه بعنوان يك اصطلاح متداول در كتب مربوطه در جريان قرار گرفته است ، به نظر مىرسد اين كلمه در لغت پارسى خوب انتخاب نشده است ، زيرا مقصود از مفهوم اين كلمه وجود يك موضوع در حافظه يا در بعضى سطوح روانى است كه مورد آگاهى نيست و يا بجريان انداختن موضوعى در صفحهء ذهن است ، بدون توجه به قرار گرفتن آن در رشتهء جريان ذهنى فعلى ، بتوضيح اين كه هر كسى در سطوح حافظه يا سطوح درونى روان واقعيات فراوانى از موضوعات و رويدادها را بايگانى مىكند ولى در همهء حالات و شرايط آن واقعيات در صفحهء ذهن حاضر و نمودار نمىگردند ، بلكه باصطلاح مورد غفلت واقع ميشوند ، به همين جهت است كه موجوديت اين واقعيات را در سطوح حافظه وجدانيات مغفوله نيز مىنامند . از اين رو است كه بكاربردن تركيب ناخودآگاهى كاملا صحيح به نظر مىرسد ، بلكه مناسب اينست كه بجاى تركيب ناخودآگاهى ، خودناآگاهى به كار برود ، يعنى ذهن انسانى در فعاليتى كه آغاز كرده است از واحد يا واحدهايى بهره بردارى مىكند كه خود كه جنبهء مديريت دارد ، به آن واحد آگاهى روشن و سلطه و اشراف ندارد . و يا اصلا هزاران واحدى كه در سطوح حافظه ذخيره شده است ، فعلا از ديدگاه خود بر كنار مىباشند . 8 - تصور منعكس در حال استمرار ارتباط با موضوع در هنگام برقرارى ارتباط ذهن با جهان خارجى ، مادامى كه ذهن با وساطت حواس به ارتباط خود با جهان خارجى ادامه مىدهد ، اين انعكاس را انعكاس در حال استمرار ارتباط مىناميم ، مانند اين كه به ماه مىنگريم و اين نگريستن را مدتى ادامه مىدهيم ، بديهى است كه استمرار ارتباط موجب تأثر مستمر ذهن از ماه مىباشد ، به اين معنى كه از لحظهء اول به بعد ، ذهن متأثر از صورت ماه ، با ماه ارتباط را استمرار مىدهد . آيا انعكاسها يا