محمد تقي جعفري
27
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
به اين جان ، تعدى بر من است . تعدى بر من آسيبى بر من نمىزند ، بلكه خسارتى به خويشتن وارد مىسازد كه قابل جبران نيست . شهيد انسانى است كه به اين تعهد احترام گذاشته و وفا كرده و رهسپار منزلگه نهائى خود گذشته است . و هو لباس التّقوى و دِرْعُ اللَّه الحصينة و جنّته الْوثيقة ( جهاد لباس تقوى و زره محكم الهى و سپر با اطمينان او است ) نبرد در راه حيات معقول حافظ تقوى است دو عامل اساسى همواره در كمين آسيبزدن و مختل نمودن حيات آدميان نشسته ، در انتظار فرصتاند : عامل يكم - جريانات عوامل و نيروهاى عالم طبيعت است باضافهء احتياج موجوديت آدمى در ادامهء زندگى به جبران ضايعههاى بدنى و استهلاك تدريجى اجزاى آن . براى مقاومت در مقابل عوامل و نيروهاى مزاحم طبيعت و همچنين براى نگهدارى كالبد مادى از ضايع شدن و تهيهء وسائل خوراك و پوشاك و مسكن ، يك جهاد مستمر لازم است كه ادامهء زندگى امكانپذير بوده باشد ، اين مجاهدت و تلاش يكى از ضرورتهاى اصيل پديدهء حيات است . حيات آدمى يك ليوان شربت نيست كه از يك چشمه سارى پر كنند و آن را سربكشند . حيات حقيقى آن است كه دائماً در حال به وجود آمدن و به وجود - آوردن باشد ، در غير اين صورت بار سنگينى است بر دوش انسان . براى توضيح اين مسئله يك مثال روشنى را مىآوريم : تصور فرمائيد يك انسان تشنه در بيابانى دور از آباديها ، براى بدست آوردن آب آشاميدنى همهء پيرامون خود را مىنگرد ، چيزى نمىبيند ، از هر طرفى به پهنهء بيابان مىنگرد ، باز چيزى نمىبيند ، مىرود روى تپهها ، بلكه از بالاى آنها چشمش به آب