محمد تقي جعفري
267
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
ديدگاه خود به اين سو و آن سو مىكشيم . لذا براى توضيح واقعيت شناخت چاره اى جز اين نداريم كه به محاسبهء دقيق انواع رابطهء ذهن با موضوع را در پديدهء شناخت تا آنجا كه توانائى ما اجازه مىدهد ، بپردازيم : 1 - رابطهء احساس بسيط يا مجرد با شناخت مفهومى كه از كلمهء احساس دريافت مىشود ، يك مفهوم آشنا با ذهن است . مىتوان گفت : اولين پديدهء ذهنى پس از انتقال صورت موضوع عينى از راه حواس به ذهن و انعكاس آن در ذهن همين احساس است و بعبارت ديگر نخستين تأثير ذهن از صورت انتقال يافته به ذهن ، احساس آن صورت است . منظور از صورت شكل و پديدهء محسوس عينى محض نيست كه فقط از راه بينائى احساس مىگردد ، بلكه شامل شنيدنىها و چشيدنىها و لمسكردنىها و بوئيدنىها نيز كه شكل ديدنى ندارند ، مىباشد . احساس بر دو نوع عمده تقسيم مىگردد : نوع يكم - احساس بسيط يا مجرد ، مقصود از اين نوع احساس عبارتست از انتقال پديده به ذهن در حالى كه ذهن خالى از تأثرات و فعاليتهاى ديگر بوده باشد . البته اين حالت ذهنى در انسانهائى كه دائماً در حال ارتباط با جهان عينى و تأثير و تأثر از اجزاء و روابط طبيعت و رويدادهاى انسانى مىباشند ، يك حالت استثنائى است و معمولا چنين است كه پديده هايى كه وارد قلمرو ذهن مىگردند ، به جايگاهى وارد ميشوند كه كم و بيش داراى تموجات متنوع فكرى ، تداعى معانى ، تجسيم ، رضايت از موقعيت فعلى يا اكراه از موقعيت فعلى و يا داراى تأثيراتى از گذشته و يا وابستگى ذهنى به آينده مىباشد . و از طرف ديگر تجريد ذهن از جريان و تأثرات موجود در آن كار بسيار دشواريست و هر كسى نمىتواند از عهدهء تجريد ذهن از آن امور برآيد . حتى يكى از متفكران مشهور دوران ما در مغرب زمين مىگفت :