محمد تقي جعفري

265

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

زيرا هر يك از رشته‌هاى علوم جنبه اى مخصوص از موضوعات را به عهده مىگيرند يعنى موضوعات جهان عينى و روانى براى تكاپوگران شناخت ، تقسيم به جنبه‌ها و ابعادى مىشود كه هر يك از رشته‌هاى علوم يك يا چند بعد موضوع را مورد بررسى و تحقيق قرار مىدهد . اين روش با داشتن فايده بسيار مهم كه عبارتست از تخصص ، ضرر اسفبارى را هم نتيجه مىدهد و آن اينست كه به جهت محدوديت بعدى از موضوع كه براى شناخت مطرح شده است ، شناخت نيز محدود مىگردد بطورى كه ممكن است يك دانشمند از نزديكترين بعد مربوط به مورد شناسائىاش غافل بوده باشد . 9 - احاطهء با واسطه مانند احاطه بر معلول بوسيلهء احاطه بر علت آن و احاطه بر ملزوم بوسيلهء احاطه بر لازم آن . ذهن آدمى از اين گونه احاطه به موضوع كه از آگاهى و شناخت به واحدهاى قبلى عبور مىكنيد ، معمولا تحت تأثير قرار گرفته و به دشوارى مىتواند . بطور خالص و محض و بدون تأثر از واحدهاى قبلى به سراغ موضوع رفته و بر آن احاطه پيدا كند . بعنوان مثال وقتى كه ما با تماس قبلى با نور مىخواهيم با رنگ ارتباط شناختى برقرار كنيم ، اختلاف كيفيت و كميت تماس ما با نور در احاطه بر آن رنگ كه براى شناختن بر نهاده‌ايم ، تأثيرات مختلف بوجود خواهد آورد . انواع رابطهء ذهن با موضوع در پديدهء شناخت يكى از اساسىترين مباحث شناخت ، تفكيك انواع رابطهء ذهن با موضوع در پديدهء شناخت است . اين يك گفتار عاميانه در جريان شناخت است كه بگوئيم : « نگاه كردم و ديدم و شناختم » ، « گوش كردم ، شنيدم و شناختم » . . .