محمد تقي جعفري

261

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

1 - جالببودن خود موضوع مانند اين كه براى اولين بار يك شاخهء گل را مىبينيم كه تا آن موقع نديده بوديم ، و اين گل بقدرى زيبا يا داراى اجزاء و تركيب متنوعى است كه توجه ما را به خود جلب مىنمايد . از اين قسم عامل محرك است كه در مسير شناختهاى هدفگيرى شده به پديده هائى مىرسيم كه براى اولين بار آنها را مىبينيم ، مخصوصاً اگر احساس كنيم كه آن پديده به موضوع شناختهاى ما مربوط است مثلا در جريان يك آزمايش پديده اى بعنوان معلول جريانى كه مورد آزمايش ما است بروز مىكند و توجه ما را به خود جلب مىكند . گاهى اتفاق مىافتد كه اين پديدهء فرعى با اهميتى بيشتر از آن موضوع كه براى شناخت مطرح كرده‌ايم ، تلقى مىشود و بقول مولانا : گفت معشوقم تو بودستى نه آن ليك كار از كار خيزد در جهان 2 - هدفى كه ما را به تكاپوى معرفتى وادار كرده است . اين قاعدهء كلى را در بارهء عامل هدف همواره بايد بخاطر بسپاريم كه كميت و كيفيت و موقعيتهاى مربوط به شناخت وابسته به هدفى است كه توجه ما را به خود جلب نموده است . از نظر كميت ممكن است هدفى را كه مورد پىجوئى ما است ، به صدها شناخت جزئى و كلى نيازمند بوده باشد . از نظر كيفيت شناختهاى هدفگيرى شده بايد بتوانند هدفى را كه مورد تعقيب ما است روشن بسازند ، براى شناخت يك مسئلهء حقوقى موضوعاتى مربوط به روابط انسانها با يكديگر مطرح مىشوند ، نه پديده‌هاى گياه شناسى . هر هدفى را كه براى شناخت برمىنهيم ، در واقع حوزهء معينى دارد كه ما تنها مىتوانيم با ورود به آن حوزه به هدف برسيم . 5 - اشراف غير مستقيم در حالات معمولى پس از مرحلهء توجه درصدد اشراف به موضوع برمىآئيم ، يعنى مىخواهيم كه موضوع مورد شناخت را ، در ديدگاه خود قرار