محمد تقي جعفري
259
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
1 - مقدمهء نخستين برقرار شدن ارتباط ابتدائى ميان ذهن و موضوع با تحقق اين ارتباط ذهن از راه حواس كه وسيله هائى براى انتقال صورى از موضوعات بذهن مىباشند ، متأثر مىگردد . اگر ارتباطى بين ذهن و موضوع خارج از ذهن برقرار نگردد ، شناختى بوجود نمىآيد . اين مطلب منافاتى با آن ندارد كه گفته مىشود مغز انسانى بذرهاى اصلى معرفت را با خود مىآورد و يا مقدارى از مفاهيم و اصول كلى در مغز آدمى از موقع تولد وجود دارد . زيرا بهر تقدير كه در نظر بگيريم بدون برقرار شدن ارتباط ذهن با موضوعات خارجى ، شناختى در ذهن بوجود نمىآيد خواه معتقد باشيم به اين كه بذرهاى اصلى همهء شناختها در مغز آدميان كاشته شده است كه برقرارى ارتباط با خارج از ذهن كانالى را بوجود مىآورد كه انعكاس موضوعات و روابط آنها در جهان خارجى مانند آب از آن كانال عبور نموده و بذرهاى كاشته شده معرفت را آبيارى مىكند و خواه معتقد باشيم به اين كه ذهن آدمى مانند صفحهء سفيدى است كه با برقرار شدن ارتباط ميان دو قطب ذهنى و عينى صفحهء سفيد ذهن منقوش مىگردد . بالاخره مشاهدات و تجربيات بطور كلى چنين نشان مىدهد كه برقرارى تماس و ارتباط اولين مقدمهء اساسى بروز شناخت است . اين مسئله را بايد خاطرنشان سازيم كه انتقال صور و اشكال موضوعات عينى به ذهن از يك مسير خلاء عبور نمىكنند ، بلكه آن صور پس از آنكه در حوزهء ارتباط قرار گرفت از ميان پديدههاى فيزيكى مانند نور و فاصلههاى كم و بيش و عواملى ديگر كه بطور مستقيم موضوع عينى را احاطه كردهاند براى عبور از كانال حواس يا آزمايشگاه آماده مىشود ، در اين عبور ، موضوع شناخت ناب و محض بودن خود را نمىتواند حفظ نموده و آن چنان كه هست از كانال حواس عبور نمايد و پس از آنكه از كانال مزبور عبور كرد ، وارد صحنهء ذهن مىشود كه پيش از آن شاهد انعكاسات و فعاليتهاى گوناگونى بوده و از ترشحات اصول و قوانين پذيرفته شده در امان نمىباشد ، اين مسائل