محمد تقي جعفري

254

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

نشان خواهد داد ، چنان كه فلاسفهء گذشته مىگفتند : « هر كس يك حس از دست بدهد ، علمى را از دست داده است . » و روشن است كه از دست دادن يك علم مساوى است با نقص رابطه با واقعيتى كه بوسيلهء آن علم امكانپذير مىباشد . تصحيح و تنظيم كارىهاى حسى بطور طبيعى مربوط به بهداشت اعضاى مربوط به آنها است . ترديدى نيست در اين كه تنظيم و دقيق ساختن حواس هر اندازه هم كه عالى بوده باشد ، به آن درجه از دقت نمىرسد كه همهء واقعيات را آن چنان كه هستند و در همهء شرايط به ذهن آدمى منتقل بسازند ، زيرا وضع ساختمان اعضاى حس داراى كيفيت مشخص مىباشد و دگرگون كردن آنها مساوى مختل ساختن آنها است . يك تنظيم ديگر كه در بارهء فعاليتهاى حواس بايد انجام بگيرد ، مديريت درونى است كه بايد كار حواس را تنظيم نمايد . اين مديريت اساس كارش اينست كه هدفگيريها و انتخاب وسايل را براى بدست آوردن آن هدفها و جلوگيرى از تلف شدن بيهودهء ارتباط حواس با محسوسات طورى انجام بدهد كه اگر از هر ارتباطى نتيجه اى حاصل شود ، بتوان آن نتيجه را بعنوان يك مقدمهء صحيح در پيش برد شناخت به كار برد . يكى ديگر از كارهاى مديريت درونى اينست كه براى تقليل مختصات موضعگيرى حواس كاسته و بتماشاگرى آن بيفزايد ، البته چنان كه در مبحث مربوط به « شيئى براى خود و شيئى براى من » توضيح داده خواهد شد ، اين بازيگرى به حد صفر نمىرسد . اين تنظيم و تصفيه در دستگاههائى كه براى گسترش و دقت بيشتر در تماس حواس با واقعيات ساخته ميشوند ، ضرورت جدى دارد ، اگر چه همهء دستگاههاى نشان دهنده نيز بازتاب مخصوص به هويت خود را با واقعيات در تماس مىگذارند . تنظيم و تصفيهء حواس و دستگاهها براى ارتباط با واقعيات شرايط لازم هستند ، ولى براى تحصيل شناختهاى مفيد كافى نمىباشند ، موقعى اين شرايط