محمد تقي جعفري
243
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
آن قرار گرفتهاند . به همين جهت است كه حمايتكنندگان بعضى از مكتبها و عقيدهها كه با تحريك عشق به راه مىفتند . از بروز چون و چرا در مسير راهشان دلتنگ ميشوند و تعجب ميكنند از اين كه ذهن سؤال كننده چرا مانند آنان از آن روشنائى فراگير محروم است برخى از متفكران گمان كردهاند كه عشق يكى از پديدههاى بسيار تند احساسات است و نمىتواند براى شناخت مفيد بوده باشد . اين يك گمان كاملا سطحى است و از عدم توجه به معناى عشق حقيقى ناشى مىشود . خدمتى كه عشق به شناخت انجام مىدهد ، بازيگرى ناشى از خودخواهى و محدوديتهاى ناشى از موضعگيرى ناظر و ارتباط ايستاى حواس با محسوسات و سودجوئىهاى عقل نظرى را مرتفع مىسازد و شناختهاى ديگرى را كه در حالات عادى امكانپذير نيست با ذهن آدمى آشنا مىسازد . اين همان مطلب است كه مولوى مىگويد : غير از اين معقولها ، معقولها يا بى اندر عشق پر فروبها اگر ما بتوانيم معناى عشق حقيقى را كه ما فوق جذب شدن بيك زيبائى آن چنان كه ديده مىشود ، است درك كنيم ، با مسئله اى كه مولوى مطرح كرده است ، صد در صد موافقت خواهيم كرد . عشق در معناى حقيقى آن ، انواعى از نگرشها را در بارهء موضوع عشق بوجود مىآورد ، نگرش رياضى در بارهء موضوع عشق همان مقدار اهميت دارد كه نگرش طبيعى و زيبائى . و نگرش تحليلى همان اندازه لزوم پيدا مىكند ، كه نگرش تركيبى . مگر نه چنانست كه عشق حقيقى همهء ابعاد درك عاشق را به فعاليت وادار مىكند . 9 - اعتقاد ، عامل شناخت اعتقاد عبارتست از آن حالت روانى كه قضيهء پذيرفته شده از دو مرحلهء « واقعيت چنين است » و « بايد چنين باشد » گذشته و در روان آدمى بعنوان يك عامل براى توجيه رويدادهاى مربوط مستحكم شده است . بديهى است كه