محمد تقي جعفري

240

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

وجدان و علم را دست در آغوش كردن و با اين مواجههء اسرارآميز رستگارشان ساختن ، چنين است وظيفهء فلسفهء واقعى . اخلاق يك شكفتگى حقايق است . سير و سلوك به عمل منتهى مىشود ، كمال مطلق بايد عملى باشد ، ايده آل بايد براى روح آدمى قابل استنشاق . قابل درك و قابل خوردن باشد ، همين ايده آل است كه حق دارد بگويد : « اين گوشت من است ، اين خون من است » ( 1 ) در جمله « اخلاق يك شكفتگى حقايق است » دقت فرمائيد ، اين جمله صريح و بطور مستقيم اخلاق را با شكفتگى حقايق معرفى مىكند . نه بعنوان يكى از محصولات اخلاق ، در حقيقت مىتوان نام عامل اخلاق را عامل انسانى شناخت نيز توصيف نموده شكفتگى حقايق و واقعيات كه عاليترين محصول ارتباط انسان با دو قلمرو جهان و انسان است ، مىتواند شناخت را بعنوان هدف و فلسفهء زندگى نيز معرفى نمايد . و با اين توصيف كه در بارهء اخلاق متذكر شديم ، مىتوانيم شناخت را با دو بعد يا با دو ارزش وسيله اى و هدفى بپذيريم . بعد و ارزش وسيله اى شناخت عبارت است از وسيله بودن اين پديده براى وصول به واقعيات و برخوردارى از آنها در راه تكامل . و بعد و ارزش هدفى شناخت شكوفا شدن معرفت آدمى است كه عامل گسترش موجوديت او در جهان هستى است ، زيرا هر شناختى مانند اينست كه جزئى به موجوديت جان آدمى ميفزايد . بقول مولانا : هر كه او آگاه تر ، با جانتر است . 8 - شناخت با تحريك عشق مولانا مىگويد : بر اهل معنى شد سخن اجمالها تفصيلها بر اهل صورت شد سخن تفصيلها اجمالها

--> ( 1 ) بينوايان ويكتور هوگو - ترجمهء آقاى حسين قلى مستعان ج 1 ص 674