محمد تقي جعفري
235
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
جهت است كه چشيدن طعم حقيقى حيات براى كسانى كه بدون تلاش مغزى و عضلانى ، توقع زندگى دارند ، غير ممكن مىباشد . شايد بتوان گفت : نوعى از پوچگرايى كه در زير قشرى از رضايتهاى بىاساس زندگى در جوامع امروزى كه گاهگاهى هشياران را به خود مشغول مىدارد ، از همين رفاه و آسايشطلبى برمىآيد كه مردم را عادت مىدهد به اين كه حيات را با آن ليوانهاى مرصع در گلويشان بريزند بهر حال اساسىترين ركن توجيه زندگى شناخت است ، زيرا فقط با شناخت است كه ما عوامل مفيد و مضر جهان عينى را از يكديگر تفكيك مىكنيم و با همين شناخت است كه با نظم جارى در جهان هستى آشنا شده و در صورت قوانين علمى با نظم آن ارتباط برقرار مىكنيم . بايد گفت : اين عامل شناخت هم مانند عامل يكم و دوم حالت جبر طبيعى دارد . يعنى با نظر به ديناميسم حيات و ضرورت ادامهء آن در آخرين حد ممكن و مرتفع ساختن عوامل مزاحم از سر راه آن ، تحصيل شناخت يك پديدهء جبرى است . با اين نظر است كه مىتوان گفت : منطق زندگى با كميت و كيفيت شناخت رابطهء مستقيم دارد . 4 - خودخواهى عامل شناخت اين عامل غير از عامل ادامهء زندگى براى شناخت است ، زيرا تحصيل شناخت براى ادامهء زندگى مربوط به شرايط و موانع خود زندگى است كه با واقعيات و حقايق جارى در محيط و اجتماع ، مشخص و معين مىگردند ، در صورتى كه خودخواهى عامل بسيار گسترده و متنوع است كه كارى با واقعيات و حقايق ندارد ، آنچه كه براى انسان خودخواه رسميت كامل دارد ، خود او است با خواستههاى بىحد و مرزش . بنا بر اين ، ممكن است انسان با عامل خودخواهى شناختهايى را پىگيرى كند كه به هيچ وجه مربوط به متن زندگى و ادامهء آن نباشد . در توضيح اين عامل نكتهء بسيار مهمى را بايد متذكر شويم