محمد تقي جعفري

232

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

اين تأخير براى آن است كه نخست با مقدارى از مسائل مربوط به شناخت آشنائى پيدا كنيم ، سپس وارد تعريف شناخت شويم . انواع عامل شناخت پديدهء شناخت مانند ديگر پديده‌هاى جهانى برونى و درونى معلولى است كه بدون علت بوجود نمىآيد ، رويدادهاى جهان برونى و درونى در امكان ناپذير بودن تصادف و اتفاق مساوى است . پس شناخت هم كه يك رويداد درونى يا ذهنى است از اين قانون مستثنى نمىباشد . عواملى كه موجب بروز اين پديده مىگردند ، متنوع مىباشند . از آن جمله : 1 - جبر طبيعى حسى و ذهنى براى شناخت ابتدائى طبيعت انسانى با ساختمان حسى و ذهنى كه دارد در ارتباط با جهان خارجى انواعى از تأثيرات و تأثرات را از خود بروز مىدهد ، كه يكى از آنها پديدهء شناخت به مفهوم عمومى آن است . اين جبر طبيعى بر مبناى سه عنصر اساسى به جريان مىفتد : عنصر يكم - ساختمان مخصوص ذهن و حواس . عنصر دوم - جهانى بيرون از ذهن و حواس . عنصر سوم - برقرار شدن ارتباط ميان دو عنصر مزبور . در هر يك از عناصر سه گانه مباحث و تحقيقاتى فراوان از ديدگاههاى گوناگون مطرح مىشود . ما در اين بررسى تنها به بيان چگونگى جبر طبيعى عنصر سوم كه محصولى بنام شناخت ابتدائى را بوجود مىآورد ، مىپردازيم بديهى است كه اگر حواس و ذهن آدمى سالم و معتدل بوده باشد ، به مجرد اين كه مانعى ميان آنها و جهان خارجى وجود نداشته باشد ، رابطه ميان طرفين برقرار گشته ، انعكاسى از ديدنىها و شنيدنىها و ملموسات و غيره به وسيلهء حواس وارد مغز آدمى گشته و شناخت يا مقدمات و شرايط آن را بوجود خواهد آورد .