محمد تقي جعفري
198
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
اين انس و علاقه از نظر طبيعت انسانى به وطن و اشياء مورد علاقه جاى ترديد نيست و ريشهء اساسى آن از اجابت و تسليم آن اشياء در مقابل بروز و گسترش حيات آدمى سرچشمه مىگيرد ، گويى طبيعت حيات چنين تلقى كرده است كه آن اشياء مىدانى براى زندگى او باز كردهاند . بنا بر اين ، حب الوطن بهمهء اشياء از موضوعاتى كه مورد شديدترين علاقهء حيات است ( كالبد مادى و اجزاء درونى و برونى آن ) گرفته تا كتابى كه محصل چند روز با آن سروكار داشته است ، از زادگاه و محيط زندگى گرفته تا كوى معشوق كه ممكن است ميليونها فرسخ با وطن خود عاشق فاصله داشته باشد ، همه و همه را شامل مىشود . آيا وطن دوستى مطلوب مطلق است پاسخ اين سؤال كاملا منفى است . كدامين وطن براى حيات آدمى از كالبد بدن او محبوبتر و ضرورىتر است با اين كه مىبينيم : اين وطن باضافهء اين كه دائماً در حال تبديل و تحول است و بعلاوهء اين كه حيات و روح آدمى در راه مقاصد خود اين وطن را بهر گونه تلاش و شكنجه و محروميت وادار مىكند ، موقعى كه يك يا چند عضو از ساختمان اين وطن به جهت فساد و تباهى بخواهد خود حيات و روح را تهديد كند ، آن عضو يا آن عضوها را مىبرد و دور مىاندازد . كدامين موضوع براى انسان محبوبتر از پستان مادر و شيرى كه در ايام كودكى از آن تغذيه ميكرد ، وجود داشته است با اين حال پس از بزرگ شدن حتى اسمى هم از پستان و شير و مرحلهء ما قبل پستان ( رحم مادر ) كه اساسىتر و حياتىتر از پستان و شير بوده است به زبان نمىآورد . پس از سپرى كردن دوران ابتدايى حيات و بىنيازى از موضوعاتى كه