محمد تقي جعفري
180
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
سلطهء خداوندى به راه افتادهاند و هيچ سكون و توقفى هم براى آن تصور نمىگردد . امر به اين حركت عمومى كه همهء اجزاء و پديدهها و روابط جهان هستى و همهء سطوح آن را بجريان لا ينقطع وادار نموده است ، امر تكوينى است كه هيچ تمايل و آرزو و مقاومتى نمىتواند جلو آن جريان را گرفته و آن را به سكون مبدل بسازد . نوع دوم - حركتى است كه كشتى نشينان براى بدست آوردن احتياجات و رسيدن به خواستههاى خود ، انجام مىدهند . دستور به اين حركت از طرف كشتيبان و كاركنان كشتى ، دستور ارشاد تشريعى به سود خود كشتى نشينان است . در حقيقت كشتيبان آگاه به طول سفر و چگونگى آن و آگاه به احتياجات و خواستههاى كشتى نشينان قوانين و دستوراتى را صادر مىنمايد ، ولى بهره بردارى از آنها به تعقل و اختيار خود كشتى نشينان است . حال وضع ما انسانها هم در حركت نوع دوم در كشتى بزرگ دنيا چنين است ما در اين كشتى كه داراى يك حركت كلى رو به يك هدف بس و الا است ، مأمور به حركت تكاملى بوده ، اندك مسامحه و بىبند و بارى ما بدون اين كه اختلالى در حركت كلى كشتى و اسرار و هدف آن ، وارد بسازد ، خلل در حركت خاص خود ما ايجاد مىكند كه بحالتى پستتر از اجزاى خود كشتى كه رهسپار منزلگه نهائى خويش است ، سقوط خواهيم كرد . در اين حركت پرمعنا هيچيك از آرمانهاى مربوط به در و ديوار كشتى و زينت و زيورها و خوراكىها و پوشاكيها و صندلىهاى آن ، نمىتواند توشه اى براى ساحل اقيانوس زندگى باشد . مگر نه چنين است كه : عقل كشتى ، آرزو گرداب و دانش بادبان حق تعالى ساحل و عالم همه درياستى ميرفندرسكى حال كه ساحل اين اقيانوس پيشگاه ربوبى است و پيشگاه ربوبى