محمد تقي جعفري
172
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
در گذشته بيان نموديم عامل نفى مقاومت در برابر پديدهء مضر بوده و با بر طرف شدن آن عامل مضر بايد مذهب نيز منتفى شود . در صورتى كه احتمال محاسبهء فوق طبيعى در زندگى انسانها با هيچ دليلى تاكنون مردود شناخته نشده است و آن گهى راسل چگونه مىتواند ترس مزبور را سازنده تلقى كند ، با اين كه در همين مصاحبه صريحاً گفته است : مذهب براى بشر مضر بوده است . حال شما اين قضاوت انتقادى را در نظر بگيريد و سپس جملات زيرا را از همين راسل مطالعه فرمائيد : « از گروه مردان بزرگى كه در تاريخ بشرى تجلى بيشتر نموده و بيشتر برجسته بودهاند ، عده اى در جهت منافع بشريت گام برداشتهاند و گروهى ديگر درست در نقطهء مقابل آنان بودهاند . عده اى نظير فقهاى بزرگ و نوآوران مذهبى تا آنجا كه قدرت و توان داشتهاند ، كوشيدهاند انسانها را مجبور سازند تا نسبت به يكديگر كمتر ظلم و تعدى روا دارند و نسبت به همنوع مهربانتر باشند ، برخى از دانشمندان بما آگاهى بخشيده و امكان دادهاند تا جريانات طبيعى را درك كنيم ، هر چند ممكن است از اين آگاهىها و دانشها بخطا بهره جسته شود ، ولى بهر حال فى حد ذاته دانش چيز باشكوهى است . عده اى مانند شاعران و آهنگسازان و نقاشان به هستى و زندگى زيبائى بخشيدهاند ، به نحوى كه در لحظات نوميدى و دلتنگى اين زيباييها رنجهاى بشرى را تحملپذير مىسازد . اما عده اى ديگر از اين مردان بزرگ همانند آن عدهء نخست توانا و در مسيرشان كاملا موفق بودهاند ، ولى آنچه كه انجام دادهاند درست در نقطهء مقابل گروه اول بوده است . فكر نميكنم از وجود چنگيز خان ثمره اى به بشريت رسيده باشد ، من نمىدانم از روپسپير چه فايده اى به بشريت رسيده است و به سهم خويش هيچ دليلى نمىبينم كه سپاسگزار لنين باشم . اما همهء اين افراد اعم از خوب و بد داراى ويژگى مىباشند كه من به هيچ روى آرزو نميكنم كه اين ويژگيها در جهان نابود گردد و آن قدرت و ابداع فردى ، استقلال فكرى ، و قدرت تخيلى فوق العاده