محمد تقي جعفري

156

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

كوشش شايستگى چيدن ميوهء آن را بدست بياورم ، درك و شناخت حركت و دگرگونى چه اثرى براى من خواهد داشت . امير المؤمنين عليه السلام پس از بيان حركت مستمر دنيا و پشت گرداندن آن به زندگان ، هشدار جدى به انسانها مىدهد و مىگويد : 5 ، 6 ، 7 ، 8 - الا و انّ اليوم المضمار و غدا السّباق و السّبقة الجنّة و الغاية النّار ( امروز زمان تكاپو و فردا روز سبقت است ، سبقت بر بهشت و پايان [ عقب ماندگى ] دوزخ ) . زندگى آدمى حركتى است طبيعى كه فقط از آغاز هشيارى به حركت انسانى تحول مىيابد و دنيا براى او ميدان مسابقه مىگردد - مسابقه در خير و كمال . شايد بتوان گفت : عمومىترين پديده اى كه در كرهء خاكى فراگير همهء جانداران است ، حركت و جنبش است . در حقيقت جاندار منهاى حركت مساويست با جاندار منهاى جان . چنان كه انسان منهاى انديشه مساويست با انسان منهاى انسانيت . اين يك مسئلهء روشنى است كه براى اثباتش نيازى به استدلال و جر و بحث وجود ندارد . آنچه كه مهم است اينست كه اكثريت اسفانگيز بنى نوع انسانى حركت به معناى طبيعى محض آن را دليل موجوديت خود تلقى ميكنند . آنان استدلالى كه به « من هستم » مىآورند ، اينست كه مىتوانند راه بروند ، مكان خود را تغيير بدهند ، از يك موضعگيرى به موضع - گيرى ديگر منتقل شوند ، روابط خود را با طبيعت و انسانها دگرگون نمايند در دوران ما اين گونه دلايل با حركتهاى سريعتر مثلا هزار كيلومتر در يك ساعت با هواپيماهاى مدرن ، تقويت شده‌اند اين حركت همان مقدار دليل موجوديت انسان است كه حركت كازارها و كهكشانها و حركت الكترونها و حركت عقرب و افعى و يك مگس در لجنزار دليل موجوديت اين موجودات مىباشد . سرعت حركت انسان چگونه مىتواند با سرعت حركت نور قابل مقايسه