محمد تقي جعفري

152

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

حواس و ذهن و شكل جهان طبيعت به كار برده است كه سريعترين حركت لا ينقطع را به صورت ثابتهائى در برابر لمس ما و ديدگان ما تجسم بخشيده است ، كه به ستاره‌ها مىنگريم و مىگوئيم اينها همان ستارگانى هستند كه ديشب ديده بوديم . به درختان مىنگريم و چنين مىپنداريم كه همان درختانى هستند كه ديروز از آنها ميوه چيده‌ايم . اين انسانها موجوداتى هستند كه ساليان متمادى با آنان در حال ارتباط هستيم . اين همان صندلى است كه چند ماه است در اتاق من قرار گرفته و من از آن بهره بردارى مىنمايم اگر نمايش ثابت در حقايق و رويدادهائى كه در عالم طبيعت پيرامون ما را گرفته‌اند ، وجود نداشت با اين حواس و ذهن كه ما داريم حتى يك لحظه هم نمىتوانستيم با اين حقايق و رويدادها رابطه اى برقرار نمائيم بقول مولانا : شاخ آتش را بجنبانى بساز در نظر آتش نمايد بس دراز اين درازى خلقت از تيزى صنع مىنمايد سرعت انگيزى صنع پس واقعيات جهان طبيعت در همان لحظه كه از آينده مىرسد و سلام مىگويد ، همان سلامى كه كرده است ، وداع آخرين را هم در برداشته هرگز بار ديگر با ما روياروى نخواهد گشت . براى درك گذشت لحظات زمان ، نخست بر اين جملات زيبا بنگريد : « وقتى كه ترس ساعت تلخ آخرين ، روح ترا چون سايهء تيره اى در بر گيرد و تجسم مناظر دهشتزاى رنج احتضار و كفن مرگ و تابوت و ظلمت جاودانى و گور تنگ و تاريك به لرزه ات در آورد و دلت را به چنگ غم و اضطراب بسپارد ، به زير آسمان رو ، گوش به زمين ، به آبها ، به فضاى پهناور ده ، گوش كن كه مىگويند : روزى چند ديگر خورشيد در مسير خود به همه جا خواهد نگريست و اثرى از تو نخواهد يافت ، نه در روى زمينت خواهد يافت نه در دل خاك سرد كه كالبد بيجانت را اشك ريزان در آن نهاده بودند ، نه در دل اقيانوس كه خشكيها را در برگرفته است . زمين كه ديرى غذايت داده بود ، طلبش را از تو مطالبه خواهد كرد و ترا دوباره به صورت