محمد تقي جعفري
135
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
نظرى را آن قدر توسعه بدهند كه درك بايستگىها و شايستگىهاى مزبور را به عقل نظرى مستند نمايند ، زيرا جاى گفتگو نيست كه بحث ما در واقعيت است نه الفاظ و نقش اعتبار و قرارداد آنها در ابراز معانى ، پس اين هم يك قضيهء كلى كه مىتوانيم بعنوان دريافتشدههاى اصيل احساس تصعيد شده يا احساس و فهم برين تلقى نمائيم . روى اين سه اصل كلى مىتوانيم بگوئيم : كسى كه رفتار زندگى خود را بر مبناى عقل تنظيم كند ، يكى از سعادتمندترين و با فضيلتترين انسانها بشمار مىرود . شوخى و مسخرگى زندگى از عقل ناشى نمىشود ، بلكه از ناتوانى از شناخت و به كار بردن عقل بوجود مىآيد . 54 ، 55 ، 56 ، 57 ، 58 ، 59 ، 60 ، 61 ، 62 - و افسدتم علىّ رأيى بالعصيان و الخذلان ، حتّى لقد قال قريش : انّ ابن ابي طالب رجل شجاع و لكن لا علم له بالحرب . للَّه ابوهم و هل احد منهم اشدّ لها مراسا و اقدم فيها مقاما منّى لقد نهضت فيها و ما بلغت العشرين وها انا ذا قد ذرّفت على السّتّين و لكن لا رأى لمن لا يطاع ( رأى و نظرم را با نافرمانى و تنها گذاشتن من مختل ساختيد ، تا آنجا كه قريش گفتند : فرزند ابي طالب مرديست دلاور ، ولى فنون جنگ را نمىداند خدا پدرشان را حفظ كناد ، آيا در ميان آنان كسى در امور جنگى با مهارتتر از من و با سابقه تر از من وجود دارد من هنوز به بيست سالگى نرسيده بودم ، قيام به تكاپو در جنگ نمودهام ، اكنون ساليان عمرم از شصت تجاوز مىكند . [ ولى چكنم ] كسى كه اطاعت نمىشود ، رايى ندارد ) تماشاگران بىخبر از واقعيتها به قضاوت نشسته و در بارهء على ( ع ) به قضاوت پرداخته اند اين تماشاگران كارافزا و اين بيگانگان از انسان و خدا بى خبر و اين