محمد تقي جعفري

133

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

و انگيزه‌هاى مربوطه و هر يك از تجسم و تداعى معانى و اراده و تصميم و انديشه و ديگر نيروهاى فعال روانى را در ميدان مخصوص به خود به كار بيندازد ، بدون ترديد اين انسان زندگى كاملا آرمانى خواهد داشت . براى درك همه جانبهء اين مسئله بايد اصل زير را مورد توجه و عمل قرار بدهيم : احساس تصعيد شده ( احساس برين ) عامل واقعى تعيين كنندهء روش عقلانى بشرى در زندگى است احساس تصعيد شده را احساس برين و فهم برين نيز مىتوان ناميد . مقصود از اين احساس و فهم ، درك واقعيت جهان هستى و ضرورت قوانين حاكم در آن و لزوم شناخت آنها به اضافهء دريافت واقعيت زندگى و اصول مربوط و شناخت آنها مىباشد . اين احساس برين كارى با فعاليتهاى جزئى حواس و عقل و انديشه كه با موضع گيريهاى خاص آدميان بوجود مىآيد ، ندارد . اين احساس دستورى كه صادر مىكند ، اينست كه انسان موظف است واقعيات جهان هستى و ضرورت قوانين حاكم در آن و لزوم شناخت آنها را به اضافهء دريافت واقعيت زندگى و اصول مربوطه و شناخت آنها براى عمل و پيش برد زندگى به سوى « حيات معقول » بطور قطع بپذيرد . كمترين ترديد در وجود اين احساس ، راهى جز آن راه كه به قهوه خانهء نهليسيتى « پوچگرائى » منتهى مىشود ، در پيش ندارد . اگر فلاسفه و حكمائى در بارهء اين احساس بحث و استدلال مشروح نداشته باشند ، به جهت شدت بداهت و روشنائى آن بوده است ، نه اين كه اين احساس براى آنان مورد ترديد بوده باشد . اين احساس برين قضاياى كلى زير را در بارهء چگونگى ارتباط صحيح ميان انسان و واقعيتهاى فوق مطرح مىنمايد : قضيهء يكم - تنوع موضعگيرى انسان در ميان نمودهاى جهان طبيعت ، موجب اختلاف در محصولى است كه از ارتباط با حواس ناشى مىگردد ، مانند