محمد تقي جعفري
126
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
مارك اورل را به وجود آورد . بعبارت ديگر از مرد سعادت مرد عقل حاصل دارد مبدل كردن عدن به دانشكده . علم بايد يك اكسير مقوى باشد . تلذذ چه هدف ناچيز و چه جاه طلبى بىمقداريست تلذذ كار جانوران است . پيروزى واقعى جان آدمى فكر كردن است و فكر را براى رفع عطش آدميان به كار بردن . معرفت خدا را همچون اكسير به همه دادن ، در وجود همه كس وجدان و علم را دست در آغوش كردن و با اين مواجههء اسرار آميز رستگارشان ساختن . چنين است وظيفهء فلسفهء واقعى . اخلاق يك شكفتگى حقايق است . سير و سلوك به عمل منتهى مىشود ، كمال مطلق بايد عملى باشد . ايده آل بايد براى روح آدمى قابل استنشاق قابل ادراك و قابل خوردن باشد . همين ايده آل است كه حق دارد بگويد : « اين گوشت من است ، اين خون من است » ( 1 ) 4 - « اگر طبيعت مشيت ناميده مىشود ، اجتماع بايد بصيرت نام داشته باشد . ضرورت رشد معنوى و اخلاقى كمتر از لزوم بهبود مادى نيست . دانستن يك توشهء حياتى است ، فكر كردن داراى نخستين ضرورت است . حقيقت مانند آرد غذاى آدمى است . دماغى كه از دانش و خرد روزه داشته باشد ، لاغر مىشود . به همان اندازه كه به شكمهاى گرسنه رحم مىكنيم ، به روحهائى كه غذا نمىخورند نيز دل بسوزانيم . اگر چيزى بتوان يافت كه از احتضار يك جسم بر اثر نان نداشتن رقتانگيزتر باشد ، همانا جان آدمى است كه از نور نداشتن مىميرد . » ( 2 ) آيا محتويات اين جملات كه در چهار قطعه از هوگو نقل كرديم ، احساسات خام است كه زندگى را غمانگيز مىنمايد با اين كه اين محتويات را نمىتوان با استدلالهاى عقل نظرى و منطقى رسمى كه در جريانش بر واحدهاى كميت و كيفيت و روابط ضرورى و محصولات حواس تكيه مىكند ، اثبات
--> ( 1 ) مأخذ مزبور ج 1 ص 674 ( 2 ) مأخذ مزبور ج 2 ص 322