محمد تقي جعفري

114

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

اى قدرتمندان متكى به حق ، تا كى با تلقين ناتوانىها بر خويشتن ، قدرت واقعى خود را محو و نابود خواهيد ساخت خداوندا . زين همرهان سست عناصر دلم گرفت شير خدا و رستم دستانم آرزوست زين خلق پر شكايت و گريان شدم ملول آنهاى و هوى نعرهء مستانم آرزوست مولوى كجا است مالك ، آن فرزند اشتر ، نجاتدهندهء جانهاى ستمديدگان از شمشير بران ضد انسانها كجا رفت عمار بن ياسر كه گذشت ساليان عمر ، ناتوانش نكرد و روح هميشه بهارش سرما و گرماى فصول اين كرهء خاكى را به درونش راه نداد اى ابو ذر ، ترا مىجويم كه دشت سوزان ربذه را كه تنها حشرات زمينى آن ، حيات را به ياد مىآورد ، بر هواى بهشتى و كاخهاى مجلل شام معاويه نشين ترجيح دادى اى مردم سست عنصر ، مگر آفتاب سوزان بر آن مردان راه حق و حقيقت نسيم سرد بود مگر فضاى زمهريرى بيابانهائى كه براى نبرد پشت سر مىگذاشتند ، براى آنان شعله‌هاى آتش مىفرستاد آيا كالبد آنان از عناصرى تشكيل يافته بود كه سرما و گرما تأثيرى در آنها نداشت اين گونه سئوالات و صدها سؤال ديگر كه از اين سئوالات مشتق مىشود و يا در پشت پردهء آنها ، بعنوان مسائل بنيادين وجود دارد ، يك پاسخ بيشتر ندارد و آن اينست كه آن رهگذران مسير رشد و كمال با ارادهء خود قدرت بوجود مىآورند و شما با تلقين ناتوانى ، قدرت و اراده را با هم مىكوبيد و آنها را محو و نابود مىسازيد . سرتاسر تاريخ بشرى و مشاهدات بسيار فراوان و تجارب كاملا اطمينانبخش ، اين حقيقت را اثبات كرده است كه به اضافهء خاصيت سازش