محمد تقي جعفري

105

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

ناپلئونهائى نقش بر زمين شده‌اند كه قربانى يك قطعه ابرى سياه در فضاى درهء واترلو گشته‌اند . كاندولهائى را خواهيد ديد كه به جهت علاقه به اين كه همهء مردم بايد اعتراف كنند كه زن او زيباترين زنها است ، زمامدارى را از دست مىدهد وزير ضربات گيگز آجودان حرمسرايش ، متلاشى مىگردد . ( 1 ) 7 - شيرينى طعم روى آوردن قدرت آن چنان نيست كه تلخى زوال آن را جبران نمايد ، زيرا بديهى است موقعى كه قدرت شخصيت يك قدرتمندى را در جاذبيت خود فرو مىبرد ، محاسبات منطقى و عقلائى او را در مغزش مختل مىسازد و در نتيجه طعم قدرت بدست آمده ، طعم تورم خود طبيعى مىباشد بدون آگاهى به آنچه كه واقعيات در قلمرو طبيعت و انسانى اقتضا مىكند و اين يك شيرينى در ذائقهء مختل است كه خوشىهايش ناب و خالص نيست ، در - صورتى كه قدرت ، مخصوصاً در موقع زوال تدريجى با نيشخندهائى كه به بردهء قدرت مىزند ، اگر بتواند انديشه و تعقل او را بيدار نمايد ، تلخى جانگزائى را در ذائقهء جان قدرتپرست بوجود مىآورد كه فقط خود او مىتواند طعمش را بچشد . بعبارت ديگر مىتوان گفت : قدرت در هنگام روى آوردن ، تخيلات و توهمات بىپايه را به منطقهء شخصيت قدرتمند سرازير مىنمايد و آن را متورم مىسازد ، و در موقع زوال همهء عناصر شخصيت را از خواب عميق بيدار مىسازد و تباهى آنها را نشان مىدهد و راه خود را پيش مىگيرد . به همين جهت است كه مىتوان گفت در دنيا هيچ سقوطى دردناكتر از سقوط قدرتپرستان نيست ، و ما به هيچ وجه نمىتوانيم عذاب مغزى بىنهايت را كه در ساعتها و لحظات محدود سراغ قدرتپرست را مىگيرد ، درك كنيم . 8 - آيا هيچ اتفاق افتاده است كه در بارهء تناقض وحشتناك قدرت ، لحظاتى بينديشد مىدانيد اين تناقض چيست قدرت كه تجسمى ناخودآگاه از پديده‌ها و واقعيتهايى ناخودآگاه است ، از ديدگاه قدرتمندان ، عين تجسم آگاهى

--> ( 1 ) تاريخ هرودوت ص 7 و 8 .