محمد تقي جعفري
103
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
حياتبخش كرهء زمين به كارگاههاى اسلحه سازى و وسايل تخدير و كالاهايى كه با ايجاد تقاضاهاى مصنوعى سود كلان به جيب سوداگران بريزد و دودش را به فضا و تفالههاى تباه كننده اش را به آبهايى كه مواد حيات جانداران را تأمين مىنمايد . 7 - رقابت و تضاد آدمى با خود و منتفى شدن احساس هرگونه وحدت در مسير حيات و اشتغال دائمى به سركوبى عقل و وجدان خويشتن . 8 - سستى احساس كه تدريجاً كسها را به چيزها تبديل مىنمايد . 9 - تباهى وراثتى . 10 - سنتشكنى بىعلت و متزلزل شدن پايههاى حياتبخش فرهنگها . 11 - گم كردن هدف و فلسفهء زندگى و گرايش به پوچى . 12 - بىاطمينانى و نگرانى از آينده . 13 - از دست رفتن اعتبار و اشتياق به جهانبينىها . 14 - بيمارى مرگبار « از خود بيگانگى » . مسلم است كه اگر كارخانهء تنازع در بقاء به اين اصلحسازىها ادامه بدهد ، آخرين اصلحى كه از اين كارخانه زائيده خواهد شد ، پرنده ايست كه در قاموس حيوانات بوم خرابه نشين ناميده مىشود كه از آن كارخانه بپرواز در آمده روى تلها و ويرانههاى جوامع و تمدن نشسته ، بانگ واى سرخواهد داد . قدرت در اختيار كسانى كه شخصيت انسانى خود را در نبرد با خودخواهى از دست داده اند 1 - اولين قربانى تمايل قدرتپرستان ، آگاهى و شعور واقعبينانهء خود قدرتپرست است ، زيرا ماهيت قدرت ، حقيقتى است ناآگاه و بىهدف كه با جاذبيت خود ، شخصيت قدرتمند را تا مرحلهء نابودى به دنبال خود مىكشد . 2 - بزرگترين و با ارزشترين امتيازى را كه شيفتگان دلباختهء قدرت ،