محمد تقي جعفري

100

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

در عين حال كه گمراه كننده بود ، ما را بسيار سرگرم ميكرد . . . بمبها به مجرد اصابت به زمين منفجر شده دود سفيد و شعله‌هاى عظيمى از آنها بلند مىشد و بلافاصله علفهاى خشك شروع به سوختن مىكردند . . . خدايا ، به ياد مياورم كه چهارپايان به چه شتاب و هراسى فرار مىكردند . . . وقتى مخازن بمب خالى شد خوشحالى من از آن جهت بود كه مجبور شدم با دستهاى خود تيراندازى كنم . . . مىدانيد خيلى خوشايند بود وقتى كه توانستم سقف پوشالى كلبه اى از بوميان را كه با انبوه درختان تنومند و بلند احاطه شده و به سهولت هدفگيرى نمىشد هدف قرار دهم ، ساكنين كلبه بعد از مشاهدهء عمل قهرمانى من مانند ديوانگان فرار را برقرار ترجيح دادند . . . پنج هزار نفر حبشى در حالى كه بوسيله دايره اى از آتش محاصره شده بودند اجباراً به انتهاى خط آتش رانده شدند ، آنجا كه جهنم سوزانى برپا شده بود . » ( مأخذ اين عبارات در مباحث گذشته تعيين شده است ) اين نابكار قرون كه خود را محصول عالى كارخانه اصلحسازى تلقى كرده بود ، به آن نوع بيمارى روانى دچار شده بود كه درمان واقعى آن نه در معلومات روانپزشكى وجود داشت و نه در دلهاى كشيشان و نه در مواد حقوقى كه عقلاى جامعه آن را تدوين مىنمايند ، بلكه درمان اين بيمارى در اختيار چند نفر پارتيزان بود كه او و دوستش كلاراپتاچى را هنگامى كه مىخواستند از كومو به آن سوى مرز سوئيس فرار كنند ، دستگير و دو روز بعد هر دو را اعدام نمودند . شنبه شب 28 آوريل اجسادشان با يك كاميون به ميدان شهر ميلان آورده و بيرون افكنده شد . روز بعد هر دو جسد وارونه از تير چراغ برق آويخته شدند و بعداً هم اعضاى اين » اصلح « در آب رو خيابان پراكنده شده و در معرض دشنام ايتاليايىها قرار گرفته بود . » ( 1 ) پس از خوابيدن غائلهء اين اصلحهاى قرن بيستم ، به احتمال اين كه طولى نخواهد گذشت برگزيده شدگان تنازع در بقاء بار ديگر با دندان و چنگال بجانهم

--> ( 1 ) ظهور و سقوط رايش سوم - ويليامشايرد ترجمهء آقاى ابو طالب صارمى ص 1210 .