محمد تقي جعفري

99

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

آن حكمفرما است ، و با نظر به يك هدف اعلا براى اين جهان كه بدون پذيرش آن ، هيچگونه جهان بينى همه جانبه اى وجود نخواهد داشت و با نظر به قانون عمل و عكس العمل ، واقعىترين مطلبى است كه هيچ فلسفه اى نمىتواند آن را ناديده بگيرد . بنا بر اين منطق قرآن ، همهء انسانها در راه و مشغول حركت رو به مقصدى مىباشند . پس از اين مقدمه ، مىپردازيم به گروه بندى آيات مربوط به سبيل . گروه يكم - مىگويد : راهى كه خدا به وسيلهء پيامبران و عقول سليم و وجدانهاى پاك ، پيش پاى بشر گسترده است ، راه رشد است : * ( وَقالَ الَّذِي آمَنَ يا قَوْمِ اتَّبِعُونِ أَهْدِكُمْ سَبِيلَ الرَّشادِ ) * ( 1 ) و آن شخصى كه ايمان آورده بود [ به قوم خود در مصر ] گفت : اى قوم من ، از من پيروى كنيد ، من شما را به راه رشد هدايت ميكنم . ) * ( وَأَنَّا مِنَّا الْمُسْلِمُونَ وَ ) * ( 2 ) ( هر كس كه اسلام را پذيرفته است ، آنان با كوشش و تكاپو رشد را دريافته‌اند ) گروه دوم - كفر و انحراف از مسير كمال ، راه ضلالت است : * ( وَمَنْ يَتَبَدَّلِ الْكُفْرَ بِالإِيمانِ فَقَدْ ضَلَّ سَواءَ السَّبِيلِ ) * ( 3 ) ( هر كس كه ايمان را به كفر مبدل بسازد ، از راه معتدل گمراه و منحرف گشته است ) * ( فَمَنْ كَفَرَ بَعْدَ ذلِكَ مِنْكُمْ فَقَدْ ضَلَّ سَواءَ السَّبِيلِ ) * ( 4 ) ( پس هر كسى از شما پس از اين كفر بورزد از راه معتدل گمراه و منحرف گشته است . ) * ( قُلْ هَلْ أُنَبِّئُكُمْ بِشَرٍّ مِنْ ذلِكَ مَثُوبَةً عِنْدَ الله مَنْ لَعَنَه الله وَغَضِبَ عَلَيْه وَجَعَلَ مِنْهُمُ الْقِرَدَةَ وَالْخَنازِيرَ وَعَبَدَ الطَّاغُوتَ أُولئِكَ شَرٌّ مَكاناً وَأَضَلُّ عَنْ ) *

--> ( 1 ) غافر آيه 38 ( 2 ) الجن آيه 14 ( 3 ) البقرة آيهء 108 ( 4 ) المائده آيه 12