محمد تقي جعفري
96
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
عملى نشدهء او را بعنوان محصول زندگانيش در جلو ديدگان او مجسم خواهد ساخت و نمىداند كه در آن حال كه او به انسانهائى كه خود را كاروان راهى تعيين شدهء رو به مقصد دانسته و پيش مىروند ، مىخندد ، نظم و واقعيت جهان هستى نيز بر او مىخندد . گروهى ديگر از انسانها ديده ميشوند كه بطور اجمال مىدانند كه « بازى به اين درازى » نمىشود . كار من و تو بدين درازى كوتاه كنم كه نيست بازى نظامى گنجوى ولى كبر و غرور و نخوتشان نمىگذارد كه در تشخيص راه و مقصد ، به رهروان واقعى اين راه مراجعه كنند و نشانهاى راستين اين راه را از آنان دريابند . اينان گاهى به عقل خود تكيه ميكنند . كدام عقل عقل نظرى جزئى . عقل نظرى جزئى كدامست عقل نظرى جزئى همان است كه با مقدارى مفاهيم اتخاذ شده از رابطهء حواس با سطوح ظاهرى طبيعت ، همهء مشكلات را مىخواهد حل و فصل نمايد ، با اين كه مىبيند هنوز سند صحيحى براى اثبات حاكميت مطلق خود ارائه نداده است . زيرا اگر از اين عقل بپرسيد چيست سند حاكميت مطلق تو اگر بگويد : من خودم اين دور است كه تناقض صريح در بر دارد . يا مصادره به مطلوب است كه عبارتست از تكرار ادعا براى اثبات ادعا كه خود عقل آن را امكان ناپذير ميداند . از طرف ديگر از اين عقل بايد پرسيد اين همه مكتبها و جهان بينىها و معتقدات ضد و نقيض كه بشر را كلافه كرده است ، از كجا ناشى شده است مگر نه اينست كه همه آنها تو را پشتيبان خود قرار مىدهند به اضافه اين كه عظماى معرفت بشرى نه تنها حاكميت مطلق عقل نظرى را نمىپذيرند و براى فعاليت آن حدود معينى را مشخص مىنمايند ، بلكه گروهى چشمگير از اين عظماء مىگويند : از رهبرى عقل به جائى نرسيديم پيچيده تر از راه بود راهبر ما