محمد تقي جعفري

75

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

و ميانسالى و كهنسالى ، سايه اى از حركت و تحول را درك كنند ، درك آنان بيش از اين نيست كه عجب آن يكى زنده بود و مرد ، آن ديگرى كودكى زائيد . امروزها هوا گرم است ، مانعى ندارد ، چند روز ديگر هوا خنك خواهد شد . حالا دو ساعت به غروب مانده دو ساعت و نيم ديگر هوا تاريك خواهد شد . در رديف مقابل اين اكثريت اسف انگيز ، در هر قرنى چند انسان انگشت شمار پيدا ميشوند كه مبدء و مسير و مقصد حقيقى حركت را درك نموده ، مىدانند كه حركت ميكنند و چيست آن مبدئى كه حركت از آنجا شروع مىشود و كجا است آن مقصد والائى كه بايستى تكاپو تا وصول به آن ادامه يابد . اينان كه معناى حركت و مبدء و مسير و مقصد آن را دريافته‌اند ، نه از گذشت زمان تاسفى به خود راه مىدهند و نه با آرزوها و اميدهاى خيالى به آينده دل خوش مىدارند . اينان از زير مهميز زمان جسته و پيروزمندانه بر مركب زمان نشسته ، و لگام آن آن را به دست گرفته‌اند . آنان مركب به سوى گرديدنهاى تكاملى مىتازند نه به سوى آيندهء محض كه امتدادى است مانند امتداد گذشته كه دير يا زود از راه فرار رسيده به گذشته خواهد خزيد . لذا اين پيروزمندان سوار بر مركب كه لگام آن را بدست گرفته‌اند ، نه از گذشت بهار جوانى اندوهى به دل راه مىدهند و نه فساد فعلى جامعهء خود ، آنان را مأيوس و از تكاپو باز مىدارد و نه به اميد آينده چنان دل مىسپارند كه واقعيات كنونى را از دست بدهند . گروهى ديگر هم در باديهء طولانى و پهناور تاريخ به راه افتاده‌اند ، براى اينان مبدء و مسير و مقصد و حركت معنايى جز اين ندارد كه براى اشباع خود - خواهى و خود كامگىهاى خودشان جلو كاروانهاى بشرى افتاده گرد و خاك بلند كنند تا چشمان كاروانيان جز آن خود خواهان خود كامه ، هيچ چيزى را نبينند . و يا بتوانند مسير را منحرف كنند و با وعدهء چشمه سارهاى زلال و مناظر زيبا ، كاروانيان را به كويرهاى سوزان بكشانند . اينان كه در مسير حقيقى حركت رو به مقصد حقيقى پيش نمىروند ، از حركت كاروانيان رو به مقصد