محمد تقي جعفري

64

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

نموده است . مانند ترس از خدايى وحشتانگيز كه چماقى بدست گرفته بر سر هر كس كه مخالفتش كند ، خواهد كوبيد و مانند هراس از خدائى كه در بالاى آسمان مانند طغيانگران قدرتمند نشسته و چند فرشته هم دست به سينه در برابرش ايستاده و منتظر فرمان او هستند كه او دستور بدهد عده اى را به جهنم و دسته اى ديگر را به بهشت بياندازند براى برخى ديگر از مردم تقوى ، عبارت است از جمع كردن حواس كه در مقابل يك خداى هولناك دست از پا خطا نكنند و الا بيمار ميشوند و يا گاوشان مىميرد و يا محصولشان به فروش نمىرسد يا فرزندش از پشت بام مىفتد و تلف مىگردد اينست خدايان عجيب و غريب كه متأسفانه گاهى در افكار متفكران حرفه اى نيز مجسم ميشوند و فورا در صدد نفى و انكار وجود او بر مىآيند . چرا به اين دليل كه اين خدايان ساخته شدهء افكار بشرى مىباشند آيا خود اين انكار و نفى دليل ، آن نيست كه خود آنان دريافت عاليترى در بارهء خدا دارند كه آن ساخته شده‌هاى ذهنى را مطرود مىسازند چرا در بارهء آن خدا كه ما فوق صورتگرىهاى عاميانه مجسم مىگردند ، نمىانديشند چرا به آن حقيقت اعلا كه در دل پيامبران عظام و اولياء اللَّه و مردانى در رديف ابن سينا و فارابى و سهروردى و جلال الدين محمد مولوى و فريد الدين عطار و دكارت و كانت جلوه كرده است ، نمىنگرند معناى تقوى و ترس و هراس ، و بر حذر بودن از اين حقيقت اعلا ، چيزى جز اين نيست كه اى انسان ، حيات و شخصيت تو در يك محاسبهء بسيار جدى قرار گرفته است . هنگام تنگدستى در عيش كوش و مستى كاين كيمياى هستى قارون كند گدا را حافظ حتى براى اثبات پوچى حيات و شخصيت ، مجبور هستى از يك عده