محمد تقي جعفري
61
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
مختص اساسى مال و فرزندان و عمل صالح مال و مقام و فرزندان و هر گونه موقعيتى كه در محور اين گونه امتيازات نصيب آدميان مىگردند ، داراى دو بعد اساسى مىباشند : بعد يكم - واقعيت طبيعى آنها - كه عبارت است از مختصات مادى و روابطى كه ميان آنها به وجود مىآيد . مال و هر گونه مادهء مفيد به معيشت آدميان ، عوامل اداره كنندهء اين زندگى دنيوى است كه در همين دنيا كاشته ميشوند و مىرويند و نتيجه مىدهند . مال و هر گونه مادهء مفيد با قطع نظر از هدفگيرى تهيه كنندهء آنها خارج از منطقهء ارزشها قرار مىگيرند ، به اين معنى كه نمىتوانند از نظر واقعيتى محض كه دارند ، به بدى و خوبى موصوف شوند . آنها واقعيتهايى هستند كه يا در طبيعت موجودند مانند آب و اشعهء آفتاب و هوا و معادن و درختان و غير ذلك و يا بوسيلهء كار و كوشش مردم شكل خاصى به خود گرفتهاند . در هر دو صورت ، مال و هر گونه مادهء مفيد با قطع نظر از خواستهها و انگيزههاى انسانى كه در بارهء آنها مؤثر مىشود ، نه خوبند و نه بد . بعبارت ديگر فرزندانى كه نصيب آدميان مىگردند ، رابطهء آنان با پدران و مادران بدانجهت كه موجوداتى هستند جاندار و داراى مختصات فراوان جسمانى و روانى ، نه خوبند و نه بد ، بلكه خوبى و بدى آنان بستگى دارد به اين كه پدران و مادران ، تا چه اندازه و به چه كيفيت مىخواهند آنان را در مسير رشد قرار بدهند و به اصطلاح معمولى مىخواهند چه موجوداتى را بر جامعه تحويل بدهند . اگر زيبائى فرزندان و مطيع بودن و مساعدت آنان بر پدران ، موجب اشباع عواطف پدرى و مادرى و فرزندى مىگردد ، يك بهره بردارى طبيعى دنيوى است كه از احساس لذت ناشى مىشود . چنان كه احساس لذت از زيبا رويان و مناظر زيبا با قطع نظر از بدست آوردن واقعيات تكاملى از دريافت زيباييها ، يك پديدهء طبيعى دنيوى است كه نمىتوان آن را در منطقهء ارزشهاى عالى قرار داد . * ( وَلا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلى ما مَتَّعْنا بِه أَزْواجاً مِنْهُمْ زَهْرَةَ الْحَياةِ الدُّنْيا ) *