محمد تقي جعفري

55

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

ما هم در بارهء شما در حال انتظاريم ) . انسانى كه زندگى خود را با محاسبهء دقيق و متكى به اصول سعادت بخش انسانيت سپرى مىنمايد ، به ورود در « حيات معقول » توفيق يافته است . اين حيات معقول چنان كه بارها اشاره كرده‌ايم ، هرگز به نيستى منتهى نمىگردد و هرگز باخت و سقوط راهى به آن ندارد . زيرا آغاز حيات معقول از رشد شخصيت تا پايان آن ، ورود در پيشگاه خداوندى است . ورود در پيشگاه خداوندى كه در اذهان عمومى مرگ ناميده مىشود ، سعادت عظمائى است كه براى انسانهاى حسابگر در زندگى همواره مورد انتظار است . اين انتظار و علاقه به انقلاب حيات از روى طبيعى به روى ماوراى طبيعى در آيه اى ديگر از قرآن مجيد خطاب بقوم يهود چنين آمده است : * ( قُلْ يا أَيُّهَا الَّذِينَ هادُوا إِنْ زَعَمْتُمْ أَنَّكُمْ أَوْلِياءُ لِلَّه مِنْ دُونِ النَّاسِ فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ ) * ( 1 ) ( بگو اى مردمى كه به دين يهود گرويده‌ايد اگر گمان مىكنيد كه تنها شما اولياء خداوندى هستيد ، نه ديگر مردمان ، مرگ را آرزو كنيد اگر شما راستگويانيد . ) معناى احدى الحسنيين عبارتست از دو سعادت نيكو : سعادت يكم - زندگى با شرافت و آزادى رو به كمال و غوطه ور در هدف زندگى و برقرارى عدالت و ارتباط انسانها با يكديگر بر مبناى محبت راستين و تعاون در بقاء در حال مبارزهء خستگى ناپذير با درندگان انسان نمايى كه مىدانى جز صحنهء تنازع در بقاء نمىشناسند . اين زندگى عين سعادت است ، خواه در گوشه اى از زندان باشد كه باغ و گلشن آرمانها و هدفهاى عالى « حيات معقول » مىباشد و خواه در بهترين مناظر با عاليترين رفاه و آسايش سپرى شود . سعادت دوم - رهائى روح از قفس كالبد و پرواز در فضاى كمال رو به جاذبهء الهى . اين شعار

--> ( 1 ) الجمعة ، آيهء 7