محمد تقي جعفري

50

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

انسانيت تباه خواهد گشت . * ( وَأَنْ لَيْسَ لِلإِنْسانِ إِلَّا ما سَعى . وَأَنَّ سَعْيَه سَوْفَ يُرى ) * ( 1 ) ( هيچ چيزى براى انسان جز كوشش او نيست و قطعا كوشش او به زودى ديده خواهد شد . ) از طرف ديگر بايستى دارندهء قدرت و امتياز اختيارى ، در بارهء وضع خود بينديشد و به اين نتيجه برسد كه چقدر عوامل جبرى در بوجود آمدن آن برترى دخالت داشته و چقدر موانعى كه مىتوانستند جلو او را از وصول به آن برترى بگيرند و اين موانع بدون اختيار او بر طرف گشته‌اند . با اين تحليل دارندهء برترى اختيارى به اين نتيجه خواهد رسيد كه او مانند يك رودخانه بوده است كه عوامل اصلى آن قدرت و امتياز مانند منبعى بوده است كه آنها را در وجود او به جريان انداخته است . اما مىدانيم كه اين دو بينش براى واجد برترى و فاقد آن ، بدون نگرش از ديدگاه فوق خود خواهى امكانپذير نخواهد بود . نوع دوم - امتياز و قدرت غير اختيارى ، مانند قدرتهاى عضلانى و استعدادهاى فكرى و حافظه و تجسم هنرى و احساسات شاعرانه ، شايستگى محيط طبيعى و وراثتهاى مثبت و روبرو گشتن با حوادثى كه موجب بارقه‌هاى مغزى سازنده مىباشند و زيباييها و نوبت گيرىهائى كه غالبا از ديدگاه بررسى كنندگان مخفى مىماند . مثلا رئيس جمهورى مىميرد و معاون او جايش را اشغال مىكند و اگر نميرد نمىتواند به رياست جمهورى برسد . يك سياستمدار به معناى عمومى قدرتى را در دست دارد ، در همان حال صدها مغز شايسته كه همان قدرت را دارند . از بدست آوردن آن ناتوانند ، تا يك حادثه غير اختيارى بوجود بيايد و آن سياستمدار كنار برود . اين نوبتگيرى به جهت ضرورتهاى اجتماعى در انواعى فراوان از امتيازات و قدرتها وجود دارد . در آن حال كه صدها هنرمند نابغه در اجتماع وجود دارند ، يك هنرمند به جهت

--> ( 1 ) النجم ، آيهء 39 و 40