محمد تقي جعفري

33

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

شمشير در دست انسان شناس انسان محور شمشير در دست على بن ابي طالب ( ع ) و پيروان مكتب او كه بر مبناى انسان شناسى و انسان محورى حركت مىكنند . چاقوى عمل جراحى است در دست طبيبى كه شاگرد حق است و مشيت حق را در آن شمشير ، و جان فاسد سرايت كننده را در انسان مورد عمل خود مىبيند . آرى ، ما طبيبانيم شاگردان حق . اين شمشيرى نيست كه در صدد از پاى در آوردن جانى بر آيد كه جلوه گاه عظمت الهى و شعاعى از اشعهء ربانى او باشد . اين شمشيرى است كه گلشن جانهاى آدميان را كه مهمانان چند روزهء خوان گستردهء الهىاند ، از خارهاى زهرآگين پاك نموده آن را آبيارى مىنمايد . بگذاريد مولوى ماهيت اين شمشير را براى ما توصيف نمايد : گفت من تيغ از پى حق مىزنيم بندهء حقم نه مأمور تنم شير حقم نيستم شير هوا فعل من بر دين من باشد گوا من چو تيغم و ان زننده آفتاب ما رميت اذ رميت در حراب رخت خود را من زره برداشتم غير حق را من عدم انگاشتم خون نپوشد گوهر تيغ مرا باد از جا كى برد ميغ مرا اى مقتول ، : تو نگاريدهء كف موليستى آن حقى كردهء من نيستى نقش حق را هم به امر حق شكن بر زجاجهء دوست سنك دوست زن شمشير در دست انسان نشناسان خود محور در برابر آن طبيبان شاگرد حق ، گروه ديگرى نيز در امتداد تاريخ شمشير به دست گرفته بر سر آدميان فرود مىآورند . اينان چه كسانى هستند و شمشيرشان داراى چه هويتى است اگر مقدارى از روانشناسى بهره مند بوده باشيد ، و اگر عينك تيز بينى از آگاهىهاى ظريف درونى بديدگان خود بزنيد و لحظاتى