محمد تقي جعفري

30

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

كه دارند ، رضايت مىدهم ) اولين و آخرين آرامشى كه حق طلبان در برابر باطلگرايان زورگو دارند آن گاه كه باطل گرايان زورگو با حيله گرىها و مكر پردازيها فضاى جامعه را از تبليغات و تحريكات و باطلهاى حق نما مسموم مىسازند و عقول و وجدانهاى ساده لوحان را تسخير مىنمايند ، در آن هنگام كه راهزنان رهبرنما همهء شئون كاروان جامعه را در اختيار خود مىگيرند و حق طلبان انسان محور كه عدالت و قانون را در دنبال تيره شدن عقول و وجدانهاى مردم محو و نابود مىبينند ، وقتى كه نالهء حق طلبان انسان محور را جز خودشان كسى ديگر نمىشنود و بهترين فضا براى تنفس آنان ، جز درون رنجديده شان وجود نداشته باشد ، چه عاملى مىتواند باعث آرامش اين رنجديدگان بوده باشد بطور كلىتر ، چه عاملى اسرار آميز مىتواند پاسخگوى امواج ستمهاى گوناگونى باشد كه سر تا سر تاريخ بشرى را فرا گرفته است محروميت مردم با فضيلت و فداكاران راه انسان و انسانيت از حقوق زندگى ، سرخوشى و شادابى و جست و خيز پست صفتان رذل سيرت ، خنثى گشتن ميلياردها استعدادها در فشار زورگويان ماكياولى صفت ، هدر رفتن نتايج استهلاك حيات انسانها در صورت كارهاى فكرى و عضلانى ، بدون اين كه مجالى بدهند كه اشكى در باره آنان ريخته شود و آهى مؤثر بر مزارشان كشيده شود . من هيچ وجدان بيدارى را سراغ ندارم كه به خود اجازه بدهد كه هدر رفتن اين همه حق كشىها و زورگوئىها و ستمهاى بنيان كن را بپذيرد . عمل و عكس العمل قانونى است كه نظم جهان هستى با درسهاى فراوانى كه بما داده است ، بر ما تعليم نموده است : يا سبو يا خم مىيا قدح باده كنند يك كف خاك در اين ميكده ضايع نشود مقدمه اى ناچيز براى عكس العمل نابكاريهاى ستم پيشه گان ، همان است