محمد تقي جعفري
285
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
از گل آدم شنيدم بوى تو راهها پيمودهام تا كوى تو خاك اين كو بوى جانم مىدهد بوى يار مهربانم مىدهد حجة الاسلام نير برير بن خضير برخاسته و مىگويد : « اى فرزند پيغمبر ، خداوند با وجود تو به ما احسان فرموده است تا در راه تو جهاد كنيم و اعضاى ما قطعه قطعه شود . در اين هنگام پوچى منطق كالبد پرستى براى ما اثبات شده است . همين مقدار از اين مركب كالبد ممنون و سپاسگذاريم كه روح ما را بر اين ميدان نبرد حق و باطل كه نام ديگرش قربانگاه عشق است ، كشيده است . اين مقطع همان سر دو راهى است كه پوچى و يا ابديت حيات آدمى را به خود او نشان مىدهند ، اگر آدمى راه كالبد پرستى را انتخاب كند ، تكرار حوادث و پديدههاى زندگى نيروهاى وى را مستهلك نموده ، مجموع زندگى او با همهء لذايذ و آلامش از خاك شروع مىشود و چند سالى در هم مىپيچد و در پايان كار راهى زير خاك مىگردد و اگر آدمى راه هدف والاى حيات را برگزيند ، قفس كالبد را با تمام آزادى مىشكافد و به محصول عالى « حيات معقول » دست مىيابد . در شب عاشوراء امام حسين ( ع ) بار ديگر آزادى ياران خود را در انتخاب زندگى و شهادت ، اعلان نموده ، چنين گفت : مقصود اصلى اين تبهكاران تاريخ ، كشته شدن من است ، رهبران اين قوم تنها مرا سد راه خود - كامگىها و هوا پرستيهاى خويش مىدانند ، هم اكنون شب تاريكىهاى خود را بر اين بيابان گسترده است ، برخيزيد و از اين دشت مرگزاى دور شويد . عباس بن على عليهما السلام برخاست و گفت : « اى حسين ، خدا ما را پس از تو زنده نبيند . » كجا برويم و دست از چه شخصيتى برداريم مگر پس از رها كردن تو ، وجدان پاك و عادلترين قاضى درون ما اجازه مىدهد كه جهانى بىوجود ترا تماشا كنيم ، در صورتى كه هدف اعلاى زندگى را در هنگام جدا شدن از تو ، كشته و دفن كردهايم مگر اين وجدان كه قطب نماى كشتى وجود ما