محمد تقي جعفري
275
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
خوردگان تحميل نمايند ، مگر اين كه نخست بر شخصيتهاى آنان شكست وارد بسازند و اين حقيقت را هم مىدانيم كه چنان كه شخصيتهاى ناتوان بوسيلهء شمشير از پاى در مىآيند ، همچنان با فريبكاريهاى شهوانى و حيله گريهاى ماكياولى و ايجاد سستى در ارادهها و مات كردن رنگ عقايد نيز شخصيتها را مىتوان با شكست مواجه ساخت ، چنان كه در اسپانيا اتفاق افتاد . هيچ محققى آگاه با نظر به منابع اصلى اسلام و انديشه و رفتار پيامبر اسلام ، نمىتواند كمترين دليل و شاهدى براى اثبات شخصيت شكنى و ببازى گرفتن ارزشهاى اصيل انسانى بوسيلهء پيامبر ، بياورد . 5 - در كتاب آسمانى اسلام كه قرآن ناميده مىشود ، اين آيه وجود دارد : * ( مِنْ أَجْلِ ذلِكَ كَتَبْنا عَلى بَنِي إِسْرائِيلَ أَنَّه مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسادٍ فِي الأَرْضِ فَكَأَنَّما قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعاً ) * ( 1 ) ( قطعا چنين است كه هر كس انسانى را بدون عنوان قصاص و بدون فساد در زمين بكشد ، مانند آن است كه همهء مردم را كشته است و هر كس انسانى را احياء نمايد ، مانند آن است كه همهء مردم را احياء كرده است ) آيا مىتوان ملل و اقوام آن دوران را متهم به حماقت بىنهايت نموده و بگوئيم : با اين كه آنان اين ماده را در قانون اسلام در دست محمد بن عبد اللَّه « ص » مىديدند و با اين حال سر در برابر شمشير وى فرود مىآوردند آنان به آسانى مىتوانستند پيامبر را با همين آيه محكوم بسازند و بگويند : اين آيه فعاليت شمشير را در اعضاى انسانها ممنوع نموده است ، تو چه ميكنى بنا بر اين مسائل پنجگانه ، بايستى تهمتگران متحمل زحمت شده تن به اسلام شناسى واقعى بدهند و ريشههاى اصلى نفوذ و گسترش اسلام را در جوامع بشرى درك كنند .
--> ( 1 ) المائدهء آيه 32