محمد تقي جعفري

233

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

خالى باشد ، مديريتى را كه جامعه به آن نيازمند است ، از دست خواهد داد ، ولى بر عكسش صحيح نيست ، يعنى چنين نيست كه اگر جامعه پر از مغزهاى سياسى باشد ، آن جامعه سعادتمند است . لذا براى كشف ارزش يك تمدن ، بايستى به تشكل هماهنگ امتيازات جامعه در حال پويائى به سوى كمال توجه كنيم ، نه به وجود امتيازات بيجان كه خود موجب بيجان گشتن انسانهاى آن جامعه مىباشد . آيا با ملاحظات فوق مىتوانيد قانون عليت را در جوامع و تمدنها در همهء موارد به حساب بياوريد با ملاحظات فوق چنين استنباط مىشود كه قانون عليت را نبايد در شئون جوامع بشرى و تمدنها بعنوان يك اصل عمومى و غير مشروط مورد بهره بردارى قرار داد . پاسخ اين نظريهء منفى گرايانه اينست كه شما نمىتوانيد يا نمىخواهيد ميان انواع مختلف علتها فرق بگذاريد و گمان مىكنيد هر چيزى از همه چيز صادر مىشود و صدور هم يك نوع بيشتر نيست . . . اين تصورات از نظر علمى واقع بينانه توهماتى است كه ناشى از نقص اطلاعات و دقت در اعماق مسائل است . ما براى توضيح عموميت قانون عليت مسائلى را ذيلا مطرح مىكنيم : 1 - هيچ پديده اى در جهان طبيعى و انسانى كه در نقطه اى از زمان بوجود مىآيد ، نمىتواند بىعلت بوده باشد ، لذا تصادف و اتفاق و بخت و شانس و ناگهانى ، كلماتى است كه يا براى روپوش جهالتهاى خود به كار مىبريم و يا مسامحه اى در كار برد آنها در معناى حقيقى خود كه عبارتست از « معلول بدون علت » روا مىداريم و يا اين يك اصطلاح سنتى است كه در بارهء رويدادهاى محاسبه نشده از كلماتى مانند تصادف و بخت و اتفاق و شانس استفاده مىكنيم . دليل اين مسئله اينست كه اولا بوجود آمدن يك حقيقت بدون علت ،