محمد تقي جعفري
230
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
و مادامى كه قانون عليت را از قلمرو انسانها دور نكنند ، هيچ يك از تفسيرها و توجيههاى آنان در بارهء جامعه شناسى و تمدن شناسى و اغلب علوم انسانى خالى از خطا و انحراف نخواهد بود . اينان مىگويند : ما هر چه عوامل و عناصر انسانى را در نظر بگيريم ، نمىتوانيم آن را بعنوان يك علت صد در صد كامل براى به وجود آوردن يك معلول مشخص بطور حتم و اجتناب ناپذير تلقى كنيم . بعنوان نمونه : 1 - علم به وجود آورندهء آگاهى و هشيارى به واقعيتها است ، و انسانى كه در بارهء يك واقعيت آگاهى دارد ، بطور حتم مطابق همان آگاهى در بارهء واقعيت مفروض عمل خواهد كرد . پاسخ - نه خير ، چنين ضرورت و حتميتى وجود ندارد ، زيرا بطور فراوان ديده مىشود كه افراد فراوانى در همهء جوامع وقاحت دروغ را مىدانند ، با اين حال بدون كمترين پروائى دروغ را مىگويند ، نه تنها دروغ را تجويز ميكنند ، بلكه براى پيش برد خود خواهىهايشان ، دروغ را واجب و ضرورى مىشمارند . مانند سياستمداران حرفه اى . هيچ انسان معتدلى وجود ندارد كه ستم را تجويز و عدالت را لازم و واجب نداند . اين علم به وقاحت ستم و ضرورت و نيكوئى عدالت ، نمىتواند علت صد در صد كامل براى به وجود آمدن عدالت در جوامع بشرى بوده باشد . 2 - دريافت طعم حيات و عظمت و مطلوبيت مطلق آن ، بايستى و بطور حتم از وارد كردن آسيب به حيات ديگران و بروز جنگ و كشتارها جلوگيرى كند . پاسخ - نه خير ، چنين ضرورت و حتميتى ما بين دريافت طعم حيات و امتناع دريافت كننده از وارد ساختن آسيب به ديگران وجود ندارد . بفرمائيد اين سر گذشت بشر تا اين روز و اين لحظه كه من مشغول نوشتن اين كلماتم و اين هم شما با درك و تفكراتى كه داريد .