محمد تقي جعفري
220
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
خود جريان عالى اصول اقتصادى اجتماعى ، رشد و تكامل مغزى و روانى افراد جامعه را بطور جبر بوجود مىآورد ، چنان كه يك علت كامل معلول كامل خود را به وجود مىآورد تجارب تاريخى و قواعد انسان شناسى شق اول را نشان مىدهند و اثبات ميكنند كه شكوفا شدن بعد اقتصادى انسانها و بجريان افتادن منطقى اصول اقتصادى بهترين ، حتى ضرورىترين مقدمه و وسيله براى آمادگى افراد جامعه به رشد و تكامل مغزى و روانى در ابعاد متنوع آنها مىباشد . به همين جهت است كه ما در بررسى تمدنهاى گذشته تاكنون فقط مىتوانيم با مشاهدهء اقتصاد شكوفان در يك تمدن ، اين گونه قضاوت كنيم كه آن تمدن بعد اقتصادى مردم را شكوفان ساخته بود . ولى نمىتوانيم بگوئيم : افراد جوامع آن تمدن ، همه عدالتخواه و آزادى طلب و حقشناس و طالب هنر و معرفت و جهان بينى و اخلاق بوده و از تعدى و ستم و جهل و ركود فكرى گريزان بودهاند . ما در دوران عمر بن عبد العزيز با همين مسئله رويارو مىشويم كه وضع اقتصادى جوامع اسلامى به حدى از نظم و انضباط و خود كفائى برخوردار بود كه بودجه بيتالمال موردى براى مصرف در كشورهاى اسلامى نداشت ، لذا به دستور عمر بن عبد العزيز اين بودجه براى آزاد كردن بردهها به آفريقا فرستاده شد ، اعم از بردههاى مسلمان و غير مسلمان . با اين حال رشد مغزى و روانى مردم آن دوران داراى مختصات عالىتر از ديگر دورانهاى خلافت بنى أميه و بنى عباس نبود ، مگر آنچه كه از اختصاصات روانى عمر بن عبد العزيز ، بر مردم پيرامون خود سرازير مىگشت . اصل سوم غير مشروط - آزادى و اختيار اگر عظماى تاريخ بشرى مىنشستند و شب و روز در اين مسئله مىانديشيدند كه آيا ما آزاديم يا مجبور براى تصفيهء اين مسئله از مغالطه و اشتباه در تطبيق و فريبكارى اصطلاحات و مخلوط شدن جريانات پديده هاى