محمد تقي جعفري

212

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

ولى با دگرگونشدن خواسته‌ها يا اطلاعات ديگر همان دانستن براى او هدف جلوه مىكند . به نظر مىرسد عموم مردم در بارهء دو مفهوم هدف و وسيله دريافتهاى صحيحى بدست آورده آگاهانه يا ناآگاه ، واقعيتها را بر آن دو تقسيم نموده ارزش هر يك از آن دو را بجاى مىآورند ( 1 ) . 3 - هنگامى كه يك واقعيت وسيله قرار مىگيرد ، ضرورت بقاء و مطلوبيت ذاتى خود را از دست مىدهد و از ديدگاه شخص هدفگير در معرض تصرف و تغيير يافتن و حتى نابود شدن در راه وصول به هدف واقع مىگردد . مثلا آن موادى كه براى تبديل به سيمان ، در دست كسى كه سيمان را مىخواهد ، دگرگون مىگردند . موجوديت آب براى آبيارى درختان و آشاميدن جانداران و انسانها ، مورد صرف نظر قرار مىگيرد ، نه اين كه آب معدوم مىشود ، بلكه

--> ( 1 ) به همين جهت است كه مىگوئيم : ملاك هدف يا وسيله بودن يك واقعيت اينست كه انسان از چه موقعيتى با آن واقعيت رابطه برقرار مىكند و آن انسانى كه حقيقتى را هدف و حقيقتى ديگر را وسيله تلقى مىنمايد ، در چه مرحله اى از رشد شخصيت است . مولانا جلال الدين اين ملاك را در يك بيت چنين گفته است : گر چه مقصود از كتاب آن فن بود گر تواش بالش كنى هم مىشود فرض كنيد همهء مغزهاى بزرگ بشرى يك قرن تلاش كنند و مقصودشان اين باشد كه همهء دانشهاى مفيد براى بشريت را در يك مجلد كتاب جمع كنند . معلوم است كه چنين كتاب فرضى چه ارزشى را خواهد داشت و چگونه براى همهء مغزهاى بزرگ بشرى هدف مطلوب خواهد بود ، اگر شما اين كتاب را برداشته و رهسپار يك روستاى دور افتاده از آباديها شويد . وقتى كه به آن روستا مىرسيد ، يك روستايى را مىبينيد كه مشغول ساختن طويله اى براى گاو و گوسفند خويش است . شما در برابر آن روستائى مىايستيد و احوالپرسى مىكنيد و تدريجا با همديگر كاملا مانوس مىشويد و او مىرود براى شما يك پياله شير مىآورد و بدين ترتيب ميان شما و روستائى ارتباط خوب برقرار مىگردد . پس از ساعتى آن روستائى مىپرسد دوست عزيز آن چيز كه در بغل شما وجود دارد چيست شما مىگوئيد : كتابست . او كتاب را از شما مىگيرد و دستش را به جلد محكم آن مىمالد و با ماليدن دست احساس مىكند كه مقاومت اين چيز كمتر از كلوخ و خشتى كه در ديوار طويله به كار مىبرد ، نيست ، فورا از شما خواهش مىكند كه آقاى شهرى اين چيز را بدهيد ، من بجاى يك خشت در اين ديوار بچينم .