محمد تقي جعفري

208

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

3 - « اگر هم گاهى ماكياولى اشقياى خونخوار تاريخ را توبيخ مىكند ، براى جنايتكارىهاى آنان نيست ، بلكه براى لغزشهايى است كه در رفتار خونخوارانهء خود مرتكب مىگشتند . . . در آن هنگام كه ماكياولى در بارهء دوك ولنتنو سخن مىگويد ، با عبارت صريح چنين مىگويد : « من نمىتوانم كمترين نقصى در او پيدا كنم ، بلكه او چنان كه من مطرحش كرده‌ام ، مىتواند نمونه اى براى اشخاصى باشد كه به جهت خوش شانسى يا به كمك اسلحهء ديگران با سركشى و غرور بزرگ و برنامه هائى بزرگتر ، به تخت زمامدارى رسيده‌اند . اين برنامه‌ها همان جنايتهاى سزار بورژيا بود كه ماكياولى آنها را شايستهء تعظيم ميداند ولى اين دوك در زندگانيش تنها يك خطا مرتكب شده است و آن اينست كه ژول دوم را رها كرد تا به تخت پاپ بنشيند و دستورى براى محروم ساختن ژول از آن مقام صادر نكرد . » ( 1 ) 4 - « اجتماع دو موضوع در طرز تفكرات ماكياولى كه انسان را دچار حيرت آميخته با وحشت مىنمايد : اين مرد از يك طرف با ذهن و عقلى كه گمان مىبرد عينى گرايانه عمل مىكند ، توانسته است خيالات پوچ خود را مورد استدلال قرار بدهد ، گوئى تاريخ و وجدانش هيچ چيزى را براى او تعليم ننموده است . اين مرد عبرتى از سرنوشت راهزنانى نبرده است كه لحظاتى خوشحالند و كيفر عدالت را كه قطعا سراغشان را خواهد گرفت ، نمىبينند . او نمىبيند كه سعادتى كه بر مبناى خيانت استوار باشد ، زوال و نابودى آن ، طولى نخواهد كشيد . و آن موفقيتى كه او گمان مىبرد بايد با قربانى انسانيت و فضيلت و دين ، بدست آورد ، با اين قيمت مساوى نيست . ( 2 ) « ماكياولى نمىداند كه چيست آن مغزهائى كه تعليمات سياسى وى براى آنان سودمند خواهد بود زيرا اشرار و اشقياى خونخوار احتياجى به آموزش اين تعليمات ندارند ، زيرا شهوات

--> ( 1 ) مأخذ مزبور ص 67 ( 2 ) مأخذ مزبور ص 68